یك نوزاد روسی با هشت كیلوگرم وزن ركورد سنگین ترین نوزاد جهان را در نیم قرن اخیر به نام خود ثبت كرد.
الان اینترن بخش اطفالم. تو این یک ماهی که تو بخش بودم فکر کنم فقط یه نوزاد زیر یک کیلو گرم داشتیم(حدود 900 گرم). دیروزهم بشدت مریض شده بودم و نتونستم برم بخش و همش تو خونه موندم. از ناچاری مجبور شدم شبکه های ایران رو نگاه کنم که برنامه های بشدت تهوع آوری داشت! ولی این شبکه خبر هم پس از کلی مستند نشون دادان در باره بد بودن آمریکا و غرب یه خبر جالب هم پخش کرد که تیتر این پست رو همون خبر گذاشتم!
این نوزاد دختر كه نادیا نام دارد هنگام تولد هفت كیلو و 750 گرم وزن داشت و در چند روز گذشته وزنش به هشت كیلوگرم رسیده است. وزن این كودك بیش از دو برابر وزن نوزادان معمولی است. نام این نوزاد سنگین وزن كه چند روز بیشتر از تولدش نمی گذرد در كتاب ركوردداران جهان گینس ثبت می شود.

نادیا یازدهمین فرزند خانواده است كه در منطقه سردسیر سیبری روسیه زندگی می كنند. سنگین ترین كودك تاریخ جهان سال 1955 در ایتالیا با ده کیلو و 200 گرم به دنیا آمد.
سبکترین كودك جهان كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد...
كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد، ديروز پس از گذشت يك سال، تولدش را جشن گرفت.
بر اساس اين گزارش، «رومايزا» سال گذشته به اتفاق خواهر دوقلويش «هيبا» با ۶۰۰ گرم وزن، پا به عرصه جهان گذاشتند و هيچ گاه تصور آن نمي رفت كه اين دو قادر به ادامه زندگي بوده و به يك سالگي برسند. اين در حالي است كه اين دو كودك در حال حاضر در حدود پنج كيلوگرم وزن داشته و در سلامت جسماني كامل به سر مي برند.
لازم به ذكر است، قبل از اين در سال ۱۹۸۹ نيز يك كودك آمريكايي با۲۸۰ گرم وزن حين تولد، ركورد كم وزن ترين كودك جهان را به خود اختصاص داده بود كه هم اكنون يكي از شاگردان ممتاز منطقه «شيكاگو» محسوب مي شود
خفن بازار؛ بررسی ارتباط گفتاری جوانان
این کتاب به بررسی آنچه زبان مخفی جوانان نامیده می شود می پردازد
محمود اکرامی به تازگی دو کتاب جدید به نامهای "مردم شناسی اصطلاحات خودمانی" و "مردم شناسی ارتباطات خودمانی" با موضوعات زبان رایج جوانان و بررسی محتوای اس ام اس ها منتشر کرده است.
حدود چهار سال پیش مهدی سمائی کتاب پر سر و صدایی منتشر کرد به نام "فرهنگ لغات زبان مخفی" که آن هم از نوعی زبان رایج بین جوانان و اصطلاحات رایج میان آنان گفتگو می کرد.
در این زمینه کتابهای دیگری از جمله "فرهنگ اصطلاحات جوانان" از مهشید مشیری نیز چاپ شده بود.
محتوای این کتابهای تازه آقای اکرامی، موضوع بحث روز سه شنبه شهر کتاب بود که با حضور نویسنده، فرزان سجودی و علی طلوعی برگزار شد.
آقای اکرامی مولف کتاب اصطلاحات خودمانی درباره انگیزه خود برای پرداختن به این موضوع گفت: "من واژه ها را در خیابان و دانشگاه از جوانان می شنیدم و برایم جالب بود که وقتی آنان با من حرف می زنند به زبان رسمی حرف می زنند، اما با یکدیگر با زبان مخفی سخن می گویند."
او گفت هدفش از این کار آسیب شناسی فرهنگی بوده و می خواسته این پدیده را به مسئولین و دست اندرکاران فرهنگی بشناساند تا اگر خوب است ترویجش کنند و اگر بد است کاری برایش بکنند: "جوانان ما به دلیل شکاف بین نسلی، به زبانی حرف می زنند و در ارتباطات عناصری به کار می برند که من به عنوان پدر نمی فهمم."
بنا به گفته دکتر اکرامی اطلاعات کتاب از ۸۶۷ نفر گردآوری شده که جوانان بین ۱۸ تا ۲۸ سال بوده اند، و در مجموع 1854 اصطلاح در کتاب آمده است. مانند "قمقمه" به معنی اهل قم، یا "جارو برقی" به معنی ماشین ماتیز، یا قورباغه برای ماشین فولکس.
نویسنده که شیوۀ ساختن کلمات و ترکیبات متعلق به زبان مخفی را توضیح می داد، گفت: "در این زبان گاهی حروفی به اول کلمه یا وسط کلمه اضافه می شود، مثلا خرابتیم تبدیل می شود به اخرابتیم، یا از الف لام عربی استفاده می شود: مثل اردک الزمان که به معنای تازه به دوران رسیده است."
اکرامی درباره کتاب دیگر خود "مردم شناسی خودمانی" که به پیامهای کوتاه (اس ام اس) اختصاص دارد گفت که در این زمینه هنوز کار پژوهشی قابل توجهی صورت نگرفته و از یکی دو کتاب که پیش از کار او چاپ شده نام برد. به گفته وی یک کتاب به اسم "اس ام اس های آسمانی" هست که ۱۰۹ جمله کوتاه در آن گرد آمده و کتاب دیگری هم تحت عنوان "فرهنگ اصطلاحات چت و اس ام اس" منتشر شده است.
وی با یادآوری اینکه SMS مخفف Short Massage Service است، گفت: "بنابراین وقتی می گویند اس ام اس بزنید غلط است و باید گفته شود اس ام بزنید، یعنی پیام کوتاه بفرستید، نه سرویس پیام کوتاه بفرستید."
من واژه ها را در خیابان و دانشگاه از جوانان می شیندم و برایم جالب بود که وقتی آنان با من حرف می زنند به زبان رسمی حرف می زنند، اما با یکدیگر با زبان مخفی سخن می گویند
در کتاب مربوط به اس ام اس، 6 هزار و 173 پیام کوتاه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پیام های کوتاه گرد آمده در کتاب در ارتباط با جشن های ملی و مذهبی، مباحث عاشقانه، طنز و نکته پردازی و از این قبیل است. مانند:
از نیوتن می پرسند چرا از افتادن سیب تعجب کردی گفت آخر من زیر درخت گلابی دراز کشیده بودم.
نتیجه ازدواج قورباغه و طوطی می شود قوطی.
رختخواب، برعکس ظاهرش که استراحت را به یاد می آورد، هول انگیزترین جاست، چون هشتاد درصد مردم در رختخواب می میرند.
پس از معرفی کتاب از سوی مولف، آقای سجودی از منظر زبان شناسی به بررسی دو کتاب پرداخت. وی گفت در بین زبان شناسان برخورد یکسانی با زبان مخفی وجود ندارد. زبان شناسان فرهنگستانی کار بر روی زبان مخفی را بی فرهنگی و غیراخلاقی و توهین به داشته های زبان فارسی می دانند. جدالی که چند سال پیش بین غلامعلی حدادعادل، رییس وقت فرهنگستان زبان و آقای سمایی درگرفت که تا جمع آوری کتاب هم پیش رفت، از این دست است.
اما به گمان آقای سجودی، زبان شناسانی که علاقه مند به مسائل جامعه شناسی زبان هستند، به مطالعه زبان به مثابه یک پدیده انسانی می پردازند و در پی ارزش گذاری زبان خوب و زبان بد نیستند، هرگز نمی توانند از کارکردهای مخفی زبان به عنوان اینکه اینها پست و غیر قابل مطالعه است، اجتناب کنند.
فرزان سجودی خرده فرهنگها را فرهنگ به حاشیه رانده شده خواند و علت پیدایی آن را گسترش دامنه تابوسازی فرهنگ مسلط دانست. به گفته آقای سجودی "تابوسازی آنقدر گسترش پیدا کرده که پزشک متخصص پستان را می گویند متخصص سینه. به این دلیل است که فرهنگ به حاشیه رانده شده دامنه واکنشی خود را در ساختن نشانه های کلامی و غیرکلامی گسترش می دهد. ما در واقع در مطالعۀ این نوع جریانات وارد نوعی مطالعه فرهنگی می شویم تا نوعی نگرانی فرهنگی. من اصلا معتقد نیستم که زبانهای مخفی اساسا ماهیت مجرمانه دارد. اینها ترفندهای مختلف ما در زندگی اجتماعی است، ترفندهایی در مقابل نظام مسلط فرهنگی."
سجودی در نگاه به کتاب ارتباطات خودمانی (اس ام اس ها) انتخاب کلیشه هایی مانند اعیاد و جشن ها و مانند آنها را که آقای اکرامی برای یافتن پیامهای کوتاه به کار گرفته، محدود کردن ماهیت پویای اس ام اس دانست، و گفت اس ام اس ها در لحظه تولید می شوند. مثلا هنوز پنج دقیقه از زلزله تهران نگذشته بود که اس ام اس ها به کار افتادند و آدم تعجب می کرد که چقدر این ذهن ها خلاق هستند که می توانند به این سرعت اینها را بسازند.
من اصلا معتقد نیستم که زبانهای مخفی اساسا ماهیت مجرمانه دارد. اینها ترفندهای مختلف ما در زندگی اجتماعی است، ترفندهایی در مقابل نظام مسلط فرهنگی
در قسمت پایانی جلسه آقای طلوعی به بررسی کتابهای مورد بحث پرداخت و گفت: "مردم شناسی همواره نگاه گذشته گرا داشته، اما کار آقای اکرامی از این جهت واجد اهمیت است که در آن مردم شناسی به جای گذشته گرایی به مسائل روز مردم توجه کرده است. به ویژه آنکه قدم اول را در این نوع پژوهش برداشته است."
نمونه اصطلاحات
برای آشنایی بیشتر خوانندگان با کتاب و نیز با زبان مورد بحث، نمونه هایی از اصطلاحات را همراه با معانی آنها از کتاب نقل می کنیم:
باد بزن جیگر: غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود.
بادمجون واکس کن: علاف، بیکاره، کسی که کارهای بیهوده انجام می دهد
پارس خودرو: سگی که راه می رود و پارس می کند
پاناسونیک: دختر ناز و خوش اندام
تخم ادیسون: لامپ برق
حسین صافکار: صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد
خر به خراسان بردن: زیره به کرمان بردن
خفن: عالی، ترسناک، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی
خفن بازار: محلی که تیپ خیلی خفن دارد، محلی که اجناس خفنی در آنجا زیاد یافت می شود
نویسنده در این کتاب به بررسی اس ام اس ها یا پیامهای کوتاه می پردازد
خلافی داشتن: شکم بزرگ داشتن (خلافی مخصوص ساختمانهایی است که برخلاف قوانین شهرداری ساخته شده و مقداری از خیابان یا پیاده رو را تصاحب کرده باشد
خیار شور: آدم بی مزه
دستمالیسم: فرهنگ چاپلوسی
رفتم تو سایتش: تو نخ کسی رفتن
سازمان سنجش: کسی که زیاد سوال می کند
سازمان گوشت: آدم چاق و چله
سفرة الفقرا: روزنامه
سکه رایج بلاد اسلامی: صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند
سوار درخت انگور: مست، کسی که شراب زیادی خورده و تلو تلو می خورد
سوپر قلعه: آخر دهاتی بودن
سوراخ جورابتیم: نهایت مخلصی و فروتنی در برابر دوست
سه دروغ بزرگ: دانشگاه آزاد اسلامی
سیامک سنجرانی: سیم و سنجاق، اسباب تریاک کشی در زندان
فضانورد: معتاد به قرص، معتاد به حشیش که خیالات خام دارد
فلفل سبز: سرباز نیروی انتظامی (به خاطر رنگ لباس)
کاکتوس: مامور نیروی انتظامی
کمپوت هلو: ماشین پر از دختر
۴. تفكر طبقاتی و عدم توجه به تفاوتهای فردی:
تفكر طبقاتی را می توانستم هم در بخش بلوغ احساسی و هم در بخش ایده آل گرایی ایرانیان بیاورم ولی به علت اهمیتی كه داشت من آن را در بخش جداگانه ای آورده ام. منظور من از تفكر طبقاتی، تفكری است كه سعی دارد بین آدم ها، نژاد ها و موقعیت ها به یك دسته بندی جامع و ثابت از برتری برسد که این دسته بندی مستقل از جزییات شخصیت فرد متقاضی دسته بندی است. حال آنكه به دست آوردن یك تعریف از برتری در میان موقعیت ها، برای انسانها با اهداف بسیار متفاوت، امری غیر معقول است. بسیاری از اوقات برتری در موقعیت ها، تابعی كاملاً وابسته به شخصیت افراد می باشد و سعی بر به دست آوردن یك طبقه بندی جامع و ثابت بین افراد مختلف، كاری بی معنی می باشد. این خصیصه فرهنگی در تضاد محض با اولویت بندی است که آن طبقه بندی پویا و کاملاً فردی است. این خصوصیت فرهنگی ایرانیان را تقریباً می توان در همه جوامع ایرانی چه در داخل ایران و چه در خارج ایران دید. متاسفانه ایرانیان از این دسته بندی ها، بسیار، برای ارزش یابی خود و اعلام برتری خوداستفاده می کنند که این خود باعث آسیب به آزادی های فردی می شود. برای ایجاد درك بهتر، به چند مثال روی می آورم:
١.۴- رشته و پیشه: یكی از بارزترین مثال های این تفكر طبقاتی در تربیت فرزندان در جامعه ایرانی دیده می شود وقتی كه پدر و مادر برای آینده فرزند، مستقل از جزییات شخصیت او تصمیم گیری می كند و خوبی و بدی را امری تبیین شده و غیر قابل بحث میداند. این امر را می توان در انتخاب رشته دانشگاه، پیشه و همسر به راحتی دید كه خانواده ( و جامعه) سعی بر قبولاندن یك باور عمومی به فرزند دارد. البته این حرف به این معنا نیست که خود جوان شناخت صحیحی از استعدادهای خود دارد، بلکه به این معنا است که جامعه و پدر و مادر، به عنوان افراد مجرب تر باید بر اساس جزییات شخصیت او، او را راهنمایی کنند.
خیلی اوقات جوان جامعه ایرانی رشته و کاری را انتخاب می کند که نه لزوماً بهینگی فردی او را از نظر استعداد، علاقه و خواسته های اولویت بندی شده ارضا کند بلکه منزلت اجتماعی بالایی داشته باشد. این منزلت اجتماعی همان دسته بندی ثابتی است که در بالا به آن اشاره شد که لزوماً تابع دقیقی از استعداد، علاقه و خواسته های فرد نیست.
۲.۴- محل زندگی: در مقیاس ریز، اکثریت ایرانیان در انتخاب شهر و محل زندگی جایی را انتخاب می کنند که بر اساس آن دسته بندی کلی مطرح بین ایرانیان، موقعیت برتری داشته باشد. در حالی که در انتخاب محل زندگی جدا از مسایل کلی همچون امنیت ، رفاه و زیبایی، مسایل فردی بسیار زیادی مطرح است. مسایلی همچون نزدیکی به محل کار، علاقه خانواده یا فرد به محیط شلوغ یا آرام، نزدیکی به اقوام، خویشان و دوستان، میزان علاقه به طبیعت و بسیاری موارد دیگر که باعث فردی تر شدن این دسته بندی می شود. این یکی از دلایل متمرکز شدن بیش از حد جمعیت جامعه مرفه در نقاط خاصی از تهران است. در مقیاس درشت هم بسیار دیده می شود که ایرانیان کشوری را انتخاب می کنند که اطلاعات دقیقی از آن ندارند و بسیاری از اوقات باز از دسته بندی کلی دیگر ایرانیان استفاده می کنند که آن هم یک دسته بندی قوی و با جزییات نیست. آیا کوته فکرانه نیست که ما بخواهیم سرنوشت خود را با استفاده از یک دسته بندی کلی که هیچ اطلاعاتی از اولویت بندی شخصی ما ندارد مشخص کنیم.
۳.۴- مدرک گرایی: بسیار شنیده می شود که ایرانیان به مدارک تحصیلی بالای خود ببالند و یا به اینکه در کشورهای خارجی جزو اقلیت ها با متوسط مدارک تحصیلی بالا هستند افتخار کنند. آیا داشتن مدرک تحصیلی بالا لزوماً نشانه موفقیت است و یا به موفقیت ختم می شود؟ مسلماً بسته به اینکه هدف چه باشد و یا ما چه چیزهایی را ارزش بدانیم جواب به این سوال متفاوت است و تبعیت از یک دسته بندی خشک برای جواب دادن به چنین سوالی غیر عقلانی می باشد. متاسفانه در نظام ارزشی ایرانی، ارزش کارهایی همچون کارآفرینی و مدیریت قوی که در اکثر کشورهای دنیا بسیار پاس داشته می شود و به شدت برای جامعه مفید است، جا نیفتاده است. ایرانیان در بسیاری از اوقات بالاخص در گرفتن مدارک بالا (همچون دکترا) بیش از آنکه هدفشان از گرفتن مدرک، دادن خدمات بیشتر به جامعه و یا به دست آوردن سود شخصی بیشتر باشد، هدفشان گرفتن ژست با ارضا کردن دسته بندی خشک نظام ارزشی ایرانی است. آیا وقتی ایرانیان مقیم خارج از ایران به دلایل زیاد، از جمله کار گروهی پایین، در تصمیم گیری های کلان آن کشورها نقشی اساسی ندارند، می توان آنها را اقلیتی موفق دانست؟ آیا این یک اصل کلی است که اگر ما بیشتر درس خوانده باشیم مفید تریم؟ آیا در بسیاری از اوقات داشتن تجربه بیشتر، بهتر از اضافی درس خواندن نیست؟ آیا ما جسارت و خلاقیت مورد نیاز برای کارآفرینی را لزوماً در دانشگاه یاد می گیریم؟ آیا در همه رشته ها داشتن مدارک تحصیلی بالا مفید تر است؛ در حالی که محیط های کار آینده مان به مدارک پایین تر نیاز دارد؟ طبیعی است که برای بسیاری از افراد در بعضی از رشته ها، داشتن مدارک تحصیلی بالا بهتر است ولی برای بسیاری هم نه.
۴.۴- نژاد پرستی: منظور من از نژادپرستی رفتاری است که فرد نژاد و یا نژادهای دیگر را نفی یا تحقیر کند و این رفتار را به کل جامعه آن نژاد تعمیم بدهد. مشکلات چنین رفتاری این است که فرد کل جامعه یک نژاد را یکی می بیند و این در حالی است که انسانهای یک نژاد با همه مشترکاتی که با هم دارند بسیار متفاوت هستند و قضاوت کلی در مورد یک قوم و نژاد منطقی نیست. جدا از این، یک نژاد را بدون دانستن دقیق تاریخ و محاسن فرهنگی آن نمی توان قضاوت کرد. چنین رفتاری را متاسفانه ایرانیان با برادران افغان خود که از قضا بسیار شبیه ایرانی ها هم هستند در طول سالیان اخیر بسیار کرده اند؛ یا قضاوتی که هر نژاد ایرانی از نژاد های دیگری که در ایران زندگی می کنند معمولاً تحقیرانه و متکی به یک دسته بندی کلی بدون دلیل اساسی است. این رفتار ها را می توان در بسیاری از قضاوت ها و لطیفه های ایرانی دید. آیا وقتی ما با دلایل واهی اقوام مختلفی را که مشترکات بسیاری با ما دارند و با ما در یک کشور زندگی می کنند را به تمسخر می گیریم می توانیم با هم هویت واحد قوی بسازیم!؟ چنین رفتارهایی باعث چند دستگی جامعه و عدم کارایی آن میشود. متاسفانه چنین رفتاری را می توان در ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند هم دید. رفتاری که باعث می شود به طور مثال ایرانیان چینی ها و عرب ها را در محافل خود به تمسخر بگیرند. کلاً این امر که بسیاری از ایرانیان اصرار دارند که ثابت کنند که از نژاد آریایی هستند یکی از سمبل های تفکر نژاد پرستی ما ایرانیان است. حال نکته جالب این است که بسیاری از علایم نژاد آریایی همچون قد بلند و چشم آبی در کمتر ایرانی دیده می شود که از چند هزار سال پیش صدها نژاد دیگر هم به ایران مهاجرت کرده اند یا تاخته اند و ایران امروزی ما ترکیبی از اقوام ...
بزم ازون کارا! ((پوستر مدهای غیرقابل قبول برای نیروی انتظامی)) بنظر شما نوع پوشش براي تمام مردم جامعه راچه کسي مي تواند تشخيص دهد؟


این عکس هم مربوط به زمانی می شود که پرزدینت بوش وارد چین شده است.
ایرانی ها مردم ایده آل گرا و آرمان گرایی هستند که این ایده آل گرایی را در گوشه گوشه زندگی آنان می توان دید. منظور از ایده آل گرایی و مترادف آن آرمان گرایی نوع نگرشی است که به کمتراز عالی و استانداردهای بسیار بالا راضی نمی شود و نگرشی در تضاد با عمل گرایی و پراگماتیسم دارد که به رسیدن به هدف می نگرد. ایده آل گرایی ریشه در عقاید مذهبی وتاریخی ایرانی ها هم دارد که معمولاً افرادی ایده آل را به عنوان اسطوره در تاریخ مذهب و کشور خود قرار داده اند و آنان را به عنوان الگو دیده اند. شاید این فرهنگ خود موجب شده است که ایرانیان چنین برداشتی از آنان داشته باشند. در ظاهر اول به نظر نمی آید که این آرمان گرایی خصلتی منفی باشد ولی اگر نیک بنگریم می بینیم که قسمتی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان ریشه در این تفکر به شدت آرمان گرا دارد.
ایده آل گرایی و تبیین استانداردهای بالای بسیار پر هزینه گاهی حتی به عنوان افتخار در فرهنگ ما ایرانیان بیان می شود. اینكه سفره ای بسیار رنگین و صد البته پر هزینه پهن كنیم، اینكه وسایل آنچنانی برای منزل بخریم كه تناسبی با در آمد ما ندارد، اینكه توقعات بیش از حدی از فرزند خود داشته باشیم (گویی که دوران کوچکی خود را فراموش کرده باشیم) كه باعث آسیب دیدن به اعتماد به نفس او شود یا تصوری غیر عادی و افسانه ای از یک آدم فرهیخته داشته باشیم، در فرهنگ ایرانی عادی می نماید. این خصلت، نتایج فرهنگی منفی ای در بر دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
١.۳- عدم اعتماد به نفس، رخوت اجتماعی و قهرمان پرستی:
وقتی انسان یک شخصیت آرمانی را به عنوان الگوی ذهنی خود قرار می دهد که فرسنگها از او فاصله دارد طبیعتاً دچار کمبود اعتماد به نفس می شود؛ چون با هر تلاشی که می کند کماکان فاصله بسیار زیادی با آن الگو دارد و در حقیقت ارزش قدم های خود را حس نمی کند و حس موفقیت از او گرفته می شود. وقتی فرد در ذهن خود آدمهایی را تصور می کند که به راحتی کارهای خود را پیش می برند و فی ذات بسیار خوب عمل می کنند، بسیار طبیعی است که آنان را قهرمانان خود بداند و آنان را موظف به بهبود دنیا بداند و بر خود وظیفه آنچنانی قایل نباشد. ولی اگر نیک به دنیا بنگریم در می یابیم که با همه تفاوتی که بین انسان ها وجود دارد، همه انسان ها دارای مشکلات نه چندان کمی می باشند و معمولاً انسان های برجسته انسان هایی هستند که خود را باور کرده اند. اگر به جای ایده آل گرایی، عمل گرایی در ذهن افراد جایگزین شود افراد به جای اینکه خود را با یک فرد آرمانی مقایسه کنند خود را با خود مقایسه می کنند و به جای آنکه سعی در گرفتن نمره بیست در یک بعد زندگی کنند سعی در به دست آوردن معدلی خوب در بین ابعاد زیاد زندگی می کنند. اینکه درک شود زندگی ابعاد بسیار زیادی دارد که اول شدن در همه آنها غیر ممکن است و باید به معدل زندگی توجه کرد، خود احتیاج به درک بالایی از زندگی دارد. وقتی خود را باور كنیم، وظیفه اجتماعی خود را بهتر در می یابیم و منتظر نمی مانیم كه قهرمانی بیاید و ما را راهبری كند. ذهن ایده آل گرای ایرانی معمولاً شخصی را پیدا می كند و از او قهرمان افسانه ای می سازد كه به هیچ وجه با واقعیت آن فرد هماهنگی ندارد و اگر آن قهرمان زنده باشد از او چیزی می طلبد كه لزوماً با توانایی آن فرد هماهنگی ندارد. این مطلب به این معنا نمی باشد که حرکت ها احتیاج به رهبر ندارند، بلکه به این معناست که رهبر حرکت، فردی است که به طور نسبی از قدرت مدیریت و هوش اجتماعی بالاتری برخوردارمی باشد و این فرد یک قهرمان استثنایی نیست، که باید سالها منتظر آن باشیم.
۲.۳- ظاهرگرایی: ژست گرایی به جزو ثابتی از فرهنگ ایرانی تبدیل شده است. اینكه سعی كنیم در ادا در آوردن از هم سبقت بگیریم و احترام بخریم. ژست گرفتن و ادا در آوردن در صورتی که به امری همیشگی تبدیل شود و در فاصله با جایگاه واقعی فرد باشد می تواند به شدت مخرب و انرژی گیر باشد وگرنه بدیهی است که برای بسیاری از مشاغل تا حدی ژست گرفتن، طبیعی است. مشكل اصلی كار این است كه این ادا در آوردن در بسیاری از اوقات ناشی از عدم اعتماد به نفس افراد می باشد. فرد به آنچه كه هست باور ندارد و سعی می كند نقش دیگری را بازی كند و یا اینكه اگر خود را باور دارد جامعه آرمان گرا اطراف او، به او باور ندارد و فرد سعی می كند نقش در خواست شده ازطرف جامعه را بازی كند. نتیجه این عمل آن است كه انرژیی كه باید صرف بهبود واقعی فرد شود صرف قیافه گرفتن و ظاهر گرایی فرد می شود. از نتایج این ظاهر گرایی و قیافه گرفتن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف: تجمل گرایی: یكی از نتایج طبیعی ظاهر گرایی، تجمل گرایی است. اینکه سعی کنیم ادای قشر بسیار پولدار جامعه را در بیاوریم و از محصولاتی استفاده کنیم که به طور طبیعی (با توجه به وضعیت مالی ما) لزوماً در اولویت های ما قرار نمی گیرد. اینکه نیازهای طبیعی مان را قربانی ژست گیری کنیم تا به دیگرانی که بر اساس ظاهر قضاوت می کنند اعلام کنیم که ما را در دسته های بالای جامعه طبقه بندی کنند.
ب:آسیب به نظام اطلاعاتی: نتیجه دیگر این ژست گیری اختلال در سیستم اطلاع رسانی است که خود در تشدید کاهش اعتماد به نفس افراد جامعه موثر است. ما بسیاری از اطلاعات زندگی را از طریق شنیدن تجربه های دیگران به دست می آوریم؛ حال اگر این تجربه بیان شده آمیخته به تظاهر و اغراق باشد اختلالی اساسی در این اطلاعات به وجود می آید. اختلال در سیستم اطلاع رسانی تاثیری مخرب در نظام تصمیم گیری افراد دارد و آسیب به نظام تصمیم گیری، کاهش اعتماد به نفس را در بر دارد.
ج: فاصله روشنفكران و توده: این قیافه گرفتن در بسیاری از اوقات باعث فاصله گرفتن توده ها از نخبگان جامعه می شود. كسانیكه تجربه زندگی در كشور های مدرن را داشته باشند حتماً متوجه شده اند كه آدم های بالای جامعه سعی نمی كنند كه برتری اجتماعی خود را به طبقات پایین دست جامعه دیكته كنند و به جای آن، خود از باور خود به خویشتن، لذت می برند كه از دلایل آن می توان به داشتن اعتماد به نفس و نیاز به رای مردم برای رسیدن به مراتب بالای اجتماعی اشاره کرد. متاسفانه در جامعه ایرانی بزرگان نسبی جامعه معمولاً در پی آنند كه به هر نحو ممكن این برتری را به طبقات پایین تر نشان دهند؛ حتی اگر این نشان دادن به فاصله گرفتن از عوام و بدنه جامعه منجر شود. این رفتارها را می توان بین سیاست مداران و توده جامعه، بین پزشكان و پرستاران، بین روشنفكران و توده، اساتید دانشگاه و دانشجویان، مدیران و کارمندان و بسیار جاهای دیگر دید. وقتی روشنفكری مبنای پوشش و آرایش صورت خود را بر اساس متفاوت بودن قرار می دهد چگونه می خواهد با توده جامعه ارتباط برقرار كند. به نظر می آید ایرانیان بیش ازآنکه مفاهیم ناشی از مدرنیته را درک کرده باشند از به کار گرفتن آنان برای تولید ژست لذت می برند. به کار گرفتن واژه های دکتر و مهندس، برای افراد در ایران کاملاً معمول است، در حالی که این واژه ها در کشورهای مدرن در موارد معدودی استفاده می شود. دلیل این امر در مطالب بالا نهفته است. از دیدگاه من روشنفكری كه به فكر روشنگری باشد و مهم تر از آن به فكر خود ایمان داشته باشد سعی نمی كند كه با ایجاد تفاوت ظاهری با جامعه به خود اثبات كند كه تافته ای جدا بافته از جامعه است. هر فردی مسلماً حق انتخاب آزاد در مورد نوع پوشش خود دارد ولی چه خوب است که این انتخاب با در نظر گرفتن نتایج آن باشد. ژست گرایی یكی از شایع ترین مشكلات فرهنگی ایرانیان، بالاخص در جامعه روشنفکر است كه یكی از دلایل اصلی عدم تاثیر گزاری و عدم به قدرت رسیدن روشنفكران ایران می باشد. اصولاً نخبگان جامعه ایرانی بیش از آنكه وظیفه خود بدانند كه صدای روشنگری را به اعماق جامعه برسانند وظیفه جامعه می دانند كه حرفهای آنان را گوش كنند و بفهمند، و نتیجه این طرز تفكر روشن است.
(بدیهیست كه علت اصلی طبقاتی بودن شدید جامعه ایران، سیستم مالیاتی به شدت راست ایران می باشد و نه علت ذكر شده در بالا. منظور از سیستم مالیاتی به شدت راست، نظام مالیاتی مبتنی بر اقتصاد کاملاً سرمایه داری می باشد. اقتصادی که، بر مبنای آن، تامین منافع قشر پولدار، بدون توجه کافی به توده جامعه، در صدر اولویت های اقتصادی قرار دارد. )
۳.۳- عدم توانایی در اولویت بندی: وقتی كه ایده آل گرایی جایگزین عمل گرایی شود و هدف رسیدن به همه چیز باشد دیگر اولویتی وجود ندارد. اولویت بندی در بسیاری از اوقات به معنای آن است كه ما قبول كرده ایم كه نمی شود به همه چیز رسید پس باید از بین اهداف، مهم ترین ها را انتخاب كرد. ولی وقتی هدف رسیدن به همه چیز باشد و یا فرد تنها قسمتی از اهداف را ببیند و از دیدن باقی اهداف
داستان قدیمی دست ندادن!





------------------------------
این هم تصاویری از سربازان زن کشورهای مختلف...



طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار . زکریای رازی
کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . اُرد بزرگ
دو گوش داريم و فقط يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم . ديوژن
گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند . دوگلاس مك آرتور
خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست . داوید هیوم
آن كه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همهء نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك . فردریش نیچه
من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم . ژان روستان
این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی خردمند
یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد. ژرژ هربرت
تا بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم . داوید وایت
راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد. ژان داوید
برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم . ژوبرت
آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: انگارهء سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ . فردریش نیچه
آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند . فردریش نیچه
هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . کالوس کاستاندا
تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . اُرد بزرگ
کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد . فردوسی خردمند
خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود . کاترین پندر
براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست . كلود مونه
هنرمند، اشیا را با خورشیدی روشن می کند که از آن طبیعت نیست . دیده رو
آموختن تنها سرمايه ای است که ستمکاران نمی توانند به يغما ببرند . جبران خلیل جبران
پول با شادمانی کم داخل کیسه می شود ولی با غم زیاد از ان خارج می گردد . مولیر
آن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتش و هویتش همنواست همانند کشتی است که سکانش درهم شکسته و در اطراف جزایر و دریاها سرگردان است و از هر طرف محاط در خطرها ، ای بسا که غرق نشود و به قعر دریا فرو نرود . جبران خلیل جبران
دوستان برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند. بزرگمهر
تختخواب خطرناکترین جای دنیاست، چون صدی نود مردم در آن میمیرند . مارک تواین
زنها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار
شوهر داروئي است كه تمام دردهاي دخترانرا علاج مي كند . مولير
زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد, و مرد عاقل مي گذارد كه زنش اورا تربيت كند . مارك تواين
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار
یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است. مولیر
انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون
اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی، هیچ وقت اشتباه نمی کنی. برادلی
عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند ... مارکوس بیکل
امید دارویی است که شفا نمی دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند . مارسل آشار
مال ، زنبوری است که اگر از نگه داری آن آگاه باشید عسل می دهد وگرنه نیش می زند و پرواز می کند . مارون
شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار
اگر به انسان ها شخصيت و فرصت ابراز عقيده بدهيد، پاداش و امکان مشارکت بدهيد، رشد خواهند کرد و انديشه های ناب خود را بيرون خواهند ريخت . رابرت اسلاتر
پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت . اُرد بزرگ
رقابت تا زماني پسنديده است كه كار را به حسادت نكشاند. رنه دکارت
ابله هميشه به دنبال بزرگ تر از خود مي گردد ، كه او را تحسين كند. بوالو
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید. اُرد بزرگ
آنکه برنامه ها را از پایان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزیابی قرار می دهد بر راستی در حال سرپوش گذاری بر روی چیزی است . اُرد بزرگ
گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. اُرد بزرگ
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. اُرد بزرگ
آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . اُرد بزرگ
اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . اُرد بزرگ
آنکه پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . اُرد بزرگ
اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است . اُرد بزرگ
کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند. ارد بزرگ
مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . اُرد بزرگ
دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند . اُرد بزرگ
خنده فراوان و بلند و پیگیر ، نفیر فرا رسیدن هنگامه رنج و سختی است. اُرد بزرگ
اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. اُرد بزرگ
گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است. اُرد بزرگ
اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند . ارد بزرگ
نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست . اُرد بزرگ
مردمان توانمند در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند . اُرد بزرگ
آنکه دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند . اُرد بزرگ
بزرگترین کارخانه نابودی توانمندیها ، آیین آموزشی نادرست است. اُرد بزرگ
هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است . اُرد بزرگ
صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم در آورد و یا پدیده های بی جانی همچون نامه و جامه و ... به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند ... اُرد بزرگ
دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . اُرد بزرگ
آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد . اُرد بزرگ
آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند . اُرد بزرگ
برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود . اُرد بزرگ
جایی که شمشیر است آرامش نیست . اُرد بزرگ
ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است . اُرد بزرگ
اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید . اُرد بزرگ
نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن. اُرد بزرگ
گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ
فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ، با تلنگری فرو می ریزند . اُرد بزرگ
در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است . اُرد بزرگ
آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . اُرد بزرگ
اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. اُرد بزرگ
آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند . اُرد بزرگ
پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن آرمان و خواسته ای هویدا است . اُرد بزرگ
گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه سخت کوهستان را برگزینیم . اُرد بزرگ
رَد راستی ، رَد خویشتن است . اُرد بزرگ
اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی . اُرد بزرگ
هر آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید . اُرد بزرگ
فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . اُرد بزرگ
جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ
آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . اُرد بزرگ
میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . اُرد بزرگ
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . اُرد بزرگ
الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . اُرد بزرگ
آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند . اُرد بزرگ
هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز . اُرد بزرگ
آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن . اُرد بزرگ
اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم . اُرد بزرگ
پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت . اُرد بزرگ
آرمان و انگیزه هویدا ، ویژگی آدم کار آمد است . اُرد بزرگ
آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند . اُرد بزرگ
هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگ
فرمانروا با اندیشه وزیران توانمند خویش فرمانروایی می کند . اُرد بزرگ
پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است . اُرد بزرگ
همه آدمیان به شیوه های گوناگون سختی های روزگار را می چشند . اُرد بزرگ
ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . اُرد بزرگ
پیام آوران باورهای پست و خُرد بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را با گفتاری پست به ریشخند گرفته اند . اُرد بزرگ
آنکه پرسشهای پراکنده در وادی های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند . اُرد بزرگ
درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست . ارد بزرگ
بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت . اُرد بزرگ
آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است. اُرد بزرگ
بی پایبندی به نظم در گیتی ، ویژگی انسانهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند. اُرد بزرگ
هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی . اُرد بزرگ
خودبینی ، چنبره و محیط گیراییش درون است و افتادگی ، پیرامون و بیرون ماست و این می تواند همگان را به سوی ما بکشاند . اُرد بزرگ
در خواب می توانی نیروی روان خویش را بنگری . اُرد بزرگ
بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند . اُرد بزرگ
میان اشک مرد و زن فاصله و بازه ای از آسمان تا زمین است . اُرد بزرگ
آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ اُرد بزرگ
آنکه نمی تواند از خواب خویش برای قراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد . اُرد بزرگ
گیتی همواره در حال زایش است و پویشی آرام در همه گونه های آن در حال پیدایش است . اُرد بزرگ
بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم . اُرد بزرگ
وارونگی آدمیان و جانوران در پویایی اندیشه و دانش است ولی آدمی هر دم می تواند به رفتار و خوی بسیار بربرگونه دست یابد و دست به هر بزهی بزند که پلیدترین جانوران هم در بایسته ترین هنگامه از انجام آن می پرهیزند . اُرد بزرگ
هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . اُرد بزرگ
شورشهای آدمیان ، با بسامدهای پر نیروی کیهان خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گردد . اُرد بزرگ
سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است . اُرد بزرگ
سربازی که می ترسد ، جان خود و دیگر سربازان را به خطر می افکند . اُرد بزرگ
همواره آدمیان محیط و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند . اُرد بزرگ
بسیاری از جنگها و آوردهای مردمی از روی نبود شناخت و آگاهی آنها نسبت به یکدیگر بوده است . اُرد بزرگ
خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید . اُرد بزرگ
فزون خواهی برای داشته های ما زیانبار است . اُرد بزرگ
افزایش ناگهانی مردم سبب کاهش ادب ،فرهنگ و فرهیختگی می گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پیش از آن نمی تواند بایستگیها و وظایف خویش را همچون آموزگار بدرستی انجام دهد . اُرد بزرگ
آنانیکه خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. باید گفت نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای بشری نیز نخواهد بود . اُرد بزرگ
تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج و شورش دیگر نیست . اُرد بزرگ
جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود . اُرد بزرگ
خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است . اُرد بزرگ
بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . اُرد بزرگ
پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . اُرد بزرگ
برای ربودن دل آدمیان باید بر هم پیشی گرفت و این زیباترین آورد زندگی است . اُرد بزرگ
جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . اُرد