یك نوزاد روسی با هشت كیلوگرم وزن ركورد سنگین ترین نوزاد جهان را در نیم قرن اخیر به نام خود ثبت كرد.
الان اینترن بخش اطفالم. تو این یک ماهی که تو بخش بودم فکر کنم فقط یه نوزاد زیر یک کیلو گرم داشتیم(حدود 900 گرم). دیروزهم بشدت مریض شده بودم و نتونستم برم بخش و همش تو خونه موندم. از ناچاری مجبور شدم شبکه های ایران رو نگاه کنم که برنامه های بشدت تهوع آوری داشت! ولی این شبکه خبر هم پس از کلی مستند نشون دادان در باره بد بودن آمریکا و غرب یه خبر جالب هم پخش کرد که تیتر این پست رو همون خبر گذاشتم!
این نوزاد دختر كه نادیا نام دارد هنگام تولد هفت كیلو و 750 گرم وزن داشت و در چند روز گذشته وزنش به هشت كیلوگرم رسیده است. وزن این كودك بیش از دو برابر وزن نوزادان معمولی است. نام این نوزاد سنگین وزن كه چند روز بیشتر از تولدش نمی گذرد در كتاب ركوردداران جهان گینس ثبت می شود.

نادیا یازدهمین فرزند خانواده است كه در منطقه سردسیر سیبری روسیه زندگی می كنند. سنگین ترین كودك تاریخ جهان سال 1955 در ایتالیا با ده کیلو و 200 گرم به دنیا آمد.
سبکترین كودك جهان كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد...
كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد، ديروز پس از گذشت يك سال، تولدش را جشن گرفت.
بر اساس اين گزارش، «رومايزا» سال گذشته به اتفاق خواهر دوقلويش «هيبا» با ۶۰۰ گرم وزن، پا به عرصه جهان گذاشتند و هيچ گاه تصور آن نمي رفت كه اين دو قادر به ادامه زندگي بوده و به يك سالگي برسند. اين در حالي است كه اين دو كودك در حال حاضر در حدود پنج كيلوگرم وزن داشته و در سلامت جسماني كامل به سر مي برند.
لازم به ذكر است، قبل از اين در سال ۱۹۸۹ نيز يك كودك آمريكايي با۲۸۰ گرم وزن حين تولد، ركورد كم وزن ترين كودك جهان را به خود اختصاص داده بود كه هم اكنون يكي از شاگردان ممتاز منطقه «شيكاگو» محسوب مي شود
خفن بازار؛ بررسی ارتباط گفتاری جوانان
این کتاب به بررسی آنچه زبان مخفی جوانان نامیده می شود می پردازد
محمود اکرامی به تازگی دو کتاب جدید به نامهای "مردم شناسی اصطلاحات خودمانی" و "مردم شناسی ارتباطات خودمانی" با موضوعات زبان رایج جوانان و بررسی محتوای اس ام اس ها منتشر کرده است.
حدود چهار سال پیش مهدی سمائی کتاب پر سر و صدایی منتشر کرد به نام "فرهنگ لغات زبان مخفی" که آن هم از نوعی زبان رایج بین جوانان و اصطلاحات رایج میان آنان گفتگو می کرد.
در این زمینه کتابهای دیگری از جمله "فرهنگ اصطلاحات جوانان" از مهشید مشیری نیز چاپ شده بود.
محتوای این کتابهای تازه آقای اکرامی، موضوع بحث روز سه شنبه شهر کتاب بود که با حضور نویسنده، فرزان سجودی و علی طلوعی برگزار شد.
آقای اکرامی مولف کتاب اصطلاحات خودمانی درباره انگیزه خود برای پرداختن به این موضوع گفت: "من واژه ها را در خیابان و دانشگاه از جوانان می شنیدم و برایم جالب بود که وقتی آنان با من حرف می زنند به زبان رسمی حرف می زنند، اما با یکدیگر با زبان مخفی سخن می گویند."
او گفت هدفش از این کار آسیب شناسی فرهنگی بوده و می خواسته این پدیده را به مسئولین و دست اندرکاران فرهنگی بشناساند تا اگر خوب است ترویجش کنند و اگر بد است کاری برایش بکنند: "جوانان ما به دلیل شکاف بین نسلی، به زبانی حرف می زنند و در ارتباطات عناصری به کار می برند که من به عنوان پدر نمی فهمم."
بنا به گفته دکتر اکرامی اطلاعات کتاب از ۸۶۷ نفر گردآوری شده که جوانان بین ۱۸ تا ۲۸ سال بوده اند، و در مجموع 1854 اصطلاح در کتاب آمده است. مانند "قمقمه" به معنی اهل قم، یا "جارو برقی" به معنی ماشین ماتیز، یا قورباغه برای ماشین فولکس.
نویسنده که شیوۀ ساختن کلمات و ترکیبات متعلق به زبان مخفی را توضیح می داد، گفت: "در این زبان گاهی حروفی به اول کلمه یا وسط کلمه اضافه می شود، مثلا خرابتیم تبدیل می شود به اخرابتیم، یا از الف لام عربی استفاده می شود: مثل اردک الزمان که به معنای تازه به دوران رسیده است."
اکرامی درباره کتاب دیگر خود "مردم شناسی خودمانی" که به پیامهای کوتاه (اس ام اس) اختصاص دارد گفت که در این زمینه هنوز کار پژوهشی قابل توجهی صورت نگرفته و از یکی دو کتاب که پیش از کار او چاپ شده نام برد. به گفته وی یک کتاب به اسم "اس ام اس های آسمانی" هست که ۱۰۹ جمله کوتاه در آن گرد آمده و کتاب دیگری هم تحت عنوان "فرهنگ اصطلاحات چت و اس ام اس" منتشر شده است.
وی با یادآوری اینکه SMS مخفف Short Massage Service است، گفت: "بنابراین وقتی می گویند اس ام اس بزنید غلط است و باید گفته شود اس ام بزنید، یعنی پیام کوتاه بفرستید، نه سرویس پیام کوتاه بفرستید."
من واژه ها را در خیابان و دانشگاه از جوانان می شیندم و برایم جالب بود که وقتی آنان با من حرف می زنند به زبان رسمی حرف می زنند، اما با یکدیگر با زبان مخفی سخن می گویند
در کتاب مربوط به اس ام اس، 6 هزار و 173 پیام کوتاه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پیام های کوتاه گرد آمده در کتاب در ارتباط با جشن های ملی و مذهبی، مباحث عاشقانه، طنز و نکته پردازی و از این قبیل است. مانند:
از نیوتن می پرسند چرا از افتادن سیب تعجب کردی گفت آخر من زیر درخت گلابی دراز کشیده بودم.
نتیجه ازدواج قورباغه و طوطی می شود قوطی.
رختخواب، برعکس ظاهرش که استراحت را به یاد می آورد، هول انگیزترین جاست، چون هشتاد درصد مردم در رختخواب می میرند.
پس از معرفی کتاب از سوی مولف، آقای سجودی از منظر زبان شناسی به بررسی دو کتاب پرداخت. وی گفت در بین زبان شناسان برخورد یکسانی با زبان مخفی وجود ندارد. زبان شناسان فرهنگستانی کار بر روی زبان مخفی را بی فرهنگی و غیراخلاقی و توهین به داشته های زبان فارسی می دانند. جدالی که چند سال پیش بین غلامعلی حدادعادل، رییس وقت فرهنگستان زبان و آقای سمایی درگرفت که تا جمع آوری کتاب هم پیش رفت، از این دست است.
اما به گمان آقای سجودی، زبان شناسانی که علاقه مند به مسائل جامعه شناسی زبان هستند، به مطالعه زبان به مثابه یک پدیده انسانی می پردازند و در پی ارزش گذاری زبان خوب و زبان بد نیستند، هرگز نمی توانند از کارکردهای مخفی زبان به عنوان اینکه اینها پست و غیر قابل مطالعه است، اجتناب کنند.
فرزان سجودی خرده فرهنگها را فرهنگ به حاشیه رانده شده خواند و علت پیدایی آن را گسترش دامنه تابوسازی فرهنگ مسلط دانست. به گفته آقای سجودی "تابوسازی آنقدر گسترش پیدا کرده که پزشک متخصص پستان را می گویند متخصص سینه. به این دلیل است که فرهنگ به حاشیه رانده شده دامنه واکنشی خود را در ساختن نشانه های کلامی و غیرکلامی گسترش می دهد. ما در واقع در مطالعۀ این نوع جریانات وارد نوعی مطالعه فرهنگی می شویم تا نوعی نگرانی فرهنگی. من اصلا معتقد نیستم که زبانهای مخفی اساسا ماهیت مجرمانه دارد. اینها ترفندهای مختلف ما در زندگی اجتماعی است، ترفندهایی در مقابل نظام مسلط فرهنگی."
سجودی در نگاه به کتاب ارتباطات خودمانی (اس ام اس ها) انتخاب کلیشه هایی مانند اعیاد و جشن ها و مانند آنها را که آقای اکرامی برای یافتن پیامهای کوتاه به کار گرفته، محدود کردن ماهیت پویای اس ام اس دانست، و گفت اس ام اس ها در لحظه تولید می شوند. مثلا هنوز پنج دقیقه از زلزله تهران نگذشته بود که اس ام اس ها به کار افتادند و آدم تعجب می کرد که چقدر این ذهن ها خلاق هستند که می توانند به این سرعت اینها را بسازند.
من اصلا معتقد نیستم که زبانهای مخفی اساسا ماهیت مجرمانه دارد. اینها ترفندهای مختلف ما در زندگی اجتماعی است، ترفندهایی در مقابل نظام مسلط فرهنگی
در قسمت پایانی جلسه آقای طلوعی به بررسی کتابهای مورد بحث پرداخت و گفت: "مردم شناسی همواره نگاه گذشته گرا داشته، اما کار آقای اکرامی از این جهت واجد اهمیت است که در آن مردم شناسی به جای گذشته گرایی به مسائل روز مردم توجه کرده است. به ویژه آنکه قدم اول را در این نوع پژوهش برداشته است."
نمونه اصطلاحات
برای آشنایی بیشتر خوانندگان با کتاب و نیز با زبان مورد بحث، نمونه هایی از اصطلاحات را همراه با معانی آنها از کتاب نقل می کنیم:
باد بزن جیگر: غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود.
بادمجون واکس کن: علاف، بیکاره، کسی که کارهای بیهوده انجام می دهد
پارس خودرو: سگی که راه می رود و پارس می کند
پاناسونیک: دختر ناز و خوش اندام
تخم ادیسون: لامپ برق
حسین صافکار: صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد
خر به خراسان بردن: زیره به کرمان بردن
خفن: عالی، ترسناک، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی
خفن بازار: محلی که تیپ خیلی خفن دارد، محلی که اجناس خفنی در آنجا زیاد یافت می شود
نویسنده در این کتاب به بررسی اس ام اس ها یا پیامهای کوتاه می پردازد
خلافی داشتن: شکم بزرگ داشتن (خلافی مخصوص ساختمانهایی است که برخلاف قوانین شهرداری ساخته شده و مقداری از خیابان یا پیاده رو را تصاحب کرده باشد
خیار شور: آدم بی مزه
دستمالیسم: فرهنگ چاپلوسی
رفتم تو سایتش: تو نخ کسی رفتن
سازمان سنجش: کسی که زیاد سوال می کند
سازمان گوشت: آدم چاق و چله
سفرة الفقرا: روزنامه
سکه رایج بلاد اسلامی: صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند
سوار درخت انگور: مست، کسی که شراب زیادی خورده و تلو تلو می خورد
سوپر قلعه: آخر دهاتی بودن
سوراخ جورابتیم: نهایت مخلصی و فروتنی در برابر دوست
سه دروغ بزرگ: دانشگاه آزاد اسلامی
سیامک سنجرانی: سیم و سنجاق، اسباب تریاک کشی در زندان
فضانورد: معتاد به قرص، معتاد به حشیش که خیالات خام دارد
فلفل سبز: سرباز نیروی انتظامی (به خاطر رنگ لباس)
کاکتوس: مامور نیروی انتظامی
کمپوت هلو: ماشین پر از دختر
۴. تفكر طبقاتی و عدم توجه به تفاوتهای فردی:
تفكر طبقاتی را می توانستم هم در بخش بلوغ احساسی و هم در بخش ایده آل گرایی ایرانیان بیاورم ولی به علت اهمیتی كه داشت من آن را در بخش جداگانه ای آورده ام. منظور من از تفكر طبقاتی، تفكری است كه سعی دارد بین آدم ها، نژاد ها و موقعیت ها به یك دسته بندی جامع و ثابت از برتری برسد که این دسته بندی مستقل از جزییات شخصیت فرد متقاضی دسته بندی است. حال آنكه به دست آوردن یك تعریف از برتری در میان موقعیت ها، برای انسانها با اهداف بسیار متفاوت، امری غیر معقول است. بسیاری از اوقات برتری در موقعیت ها، تابعی كاملاً وابسته به شخصیت افراد می باشد و سعی بر به دست آوردن یك طبقه بندی جامع و ثابت بین افراد مختلف، كاری بی معنی می باشد. این خصیصه فرهنگی در تضاد محض با اولویت بندی است که آن طبقه بندی پویا و کاملاً فردی است. این خصوصیت فرهنگی ایرانیان را تقریباً می توان در همه جوامع ایرانی چه در داخل ایران و چه در خارج ایران دید. متاسفانه ایرانیان از این دسته بندی ها، بسیار، برای ارزش یابی خود و اعلام برتری خوداستفاده می کنند که این خود باعث آسیب به آزادی های فردی می شود. برای ایجاد درك بهتر، به چند مثال روی می آورم:
١.۴- رشته و پیشه: یكی از بارزترین مثال های این تفكر طبقاتی در تربیت فرزندان در جامعه ایرانی دیده می شود وقتی كه پدر و مادر برای آینده فرزند، مستقل از جزییات شخصیت او تصمیم گیری می كند و خوبی و بدی را امری تبیین شده و غیر قابل بحث میداند. این امر را می توان در انتخاب رشته دانشگاه، پیشه و همسر به راحتی دید كه خانواده ( و جامعه) سعی بر قبولاندن یك باور عمومی به فرزند دارد. البته این حرف به این معنا نیست که خود جوان شناخت صحیحی از استعدادهای خود دارد، بلکه به این معنا است که جامعه و پدر و مادر، به عنوان افراد مجرب تر باید بر اساس جزییات شخصیت او، او را راهنمایی کنند.
خیلی اوقات جوان جامعه ایرانی رشته و کاری را انتخاب می کند که نه لزوماً بهینگی فردی او را از نظر استعداد، علاقه و خواسته های اولویت بندی شده ارضا کند بلکه منزلت اجتماعی بالایی داشته باشد. این منزلت اجتماعی همان دسته بندی ثابتی است که در بالا به آن اشاره شد که لزوماً تابع دقیقی از استعداد، علاقه و خواسته های فرد نیست.
۲.۴- محل زندگی: در مقیاس ریز، اکثریت ایرانیان در انتخاب شهر و محل زندگی جایی را انتخاب می کنند که بر اساس آن دسته بندی کلی مطرح بین ایرانیان، موقعیت برتری داشته باشد. در حالی که در انتخاب محل زندگی جدا از مسایل کلی همچون امنیت ، رفاه و زیبایی، مسایل فردی بسیار زیادی مطرح است. مسایلی همچون نزدیکی به محل کار، علاقه خانواده یا فرد به محیط شلوغ یا آرام، نزدیکی به اقوام، خویشان و دوستان، میزان علاقه به طبیعت و بسیاری موارد دیگر که باعث فردی تر شدن این دسته بندی می شود. این یکی از دلایل متمرکز شدن بیش از حد جمعیت جامعه مرفه در نقاط خاصی از تهران است. در مقیاس درشت هم بسیار دیده می شود که ایرانیان کشوری را انتخاب می کنند که اطلاعات دقیقی از آن ندارند و بسیاری از اوقات باز از دسته بندی کلی دیگر ایرانیان استفاده می کنند که آن هم یک دسته بندی قوی و با جزییات نیست. آیا کوته فکرانه نیست که ما بخواهیم سرنوشت خود را با استفاده از یک دسته بندی کلی که هیچ اطلاعاتی از اولویت بندی شخصی ما ندارد مشخص کنیم.
۳.۴- مدرک گرایی: بسیار شنیده می شود که ایرانیان به مدارک تحصیلی بالای خود ببالند و یا به اینکه در کشورهای خارجی جزو اقلیت ها با متوسط مدارک تحصیلی بالا هستند افتخار کنند. آیا داشتن مدرک تحصیلی بالا لزوماً نشانه موفقیت است و یا به موفقیت ختم می شود؟ مسلماً بسته به اینکه هدف چه باشد و یا ما چه چیزهایی را ارزش بدانیم جواب به این سوال متفاوت است و تبعیت از یک دسته بندی خشک برای جواب دادن به چنین سوالی غیر عقلانی می باشد. متاسفانه در نظام ارزشی ایرانی، ارزش کارهایی همچون کارآفرینی و مدیریت قوی که در اکثر کشورهای دنیا بسیار پاس داشته می شود و به شدت برای جامعه مفید است، جا نیفتاده است. ایرانیان در بسیاری از اوقات بالاخص در گرفتن مدارک بالا (همچون دکترا) بیش از آنکه هدفشان از گرفتن مدرک، دادن خدمات بیشتر به جامعه و یا به دست آوردن سود شخصی بیشتر باشد، هدفشان گرفتن ژست با ارضا کردن دسته بندی خشک نظام ارزشی ایرانی است. آیا وقتی ایرانیان مقیم خارج از ایران به دلایل زیاد، از جمله کار گروهی پایین، در تصمیم گیری های کلان آن کشورها نقشی اساسی ندارند، می توان آنها را اقلیتی موفق دانست؟ آیا این یک اصل کلی است که اگر ما بیشتر درس خوانده باشیم مفید تریم؟ آیا در بسیاری از اوقات داشتن تجربه بیشتر، بهتر از اضافی درس خواندن نیست؟ آیا ما جسارت و خلاقیت مورد نیاز برای کارآفرینی را لزوماً در دانشگاه یاد می گیریم؟ آیا در همه رشته ها داشتن مدارک تحصیلی بالا مفید تر است؛ در حالی که محیط های کار آینده مان به مدارک پایین تر نیاز دارد؟ طبیعی است که برای بسیاری از افراد در بعضی از رشته ها، داشتن مدارک تحصیلی بالا بهتر است ولی برای بسیاری هم نه.
۴.۴- نژاد پرستی: منظور من از نژادپرستی رفتاری است که فرد نژاد و یا نژادهای دیگر را نفی یا تحقیر کند و این رفتار را به کل جامعه آن نژاد تعمیم بدهد. مشکلات چنین رفتاری این است که فرد کل جامعه یک نژاد را یکی می بیند و این در حالی است که انسانهای یک نژاد با همه مشترکاتی که با هم دارند بسیار متفاوت هستند و قضاوت کلی در مورد یک قوم و نژاد منطقی نیست. جدا از این، یک نژاد را بدون دانستن دقیق تاریخ و محاسن فرهنگی آن نمی توان قضاوت کرد. چنین رفتاری را متاسفانه ایرانیان با برادران افغان خود که از قضا بسیار شبیه ایرانی ها هم هستند در طول سالیان اخیر بسیار کرده اند؛ یا قضاوتی که هر نژاد ایرانی از نژاد های دیگری که در ایران زندگی می کنند معمولاً تحقیرانه و متکی به یک دسته بندی کلی بدون دلیل اساسی است. این رفتار ها را می توان در بسیاری از قضاوت ها و لطیفه های ایرانی دید. آیا وقتی ما با دلایل واهی اقوام مختلفی را که مشترکات بسیاری با ما دارند و با ما در یک کشور زندگی می کنند را به تمسخر می گیریم می توانیم با هم هویت واحد قوی بسازیم!؟ چنین رفتارهایی باعث چند دستگی جامعه و عدم کارایی آن میشود. متاسفانه چنین رفتاری را می توان در ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند هم دید. رفتاری که باعث می شود به طور مثال ایرانیان چینی ها و عرب ها را در محافل خود به تمسخر بگیرند. کلاً این امر که بسیاری از ایرانیان اصرار دارند که ثابت کنند که از نژاد آریایی هستند یکی از سمبل های تفکر نژاد پرستی ما ایرانیان است. حال نکته جالب این است که بسیاری از علایم نژاد آریایی همچون قد بلند و چشم آبی در کمتر ایرانی دیده می شود که از چند هزار سال پیش صدها نژاد دیگر هم به ایران مهاجرت کرده اند یا تاخته اند و ایران امروزی ما ترکیبی از اقوام ...
بزم ازون کارا! ((پوستر مدهای غیرقابل قبول برای نیروی انتظامی)) بنظر شما نوع پوشش براي تمام مردم جامعه راچه کسي مي تواند تشخيص دهد؟


این عکس هم مربوط به زمانی می شود که پرزدینت بوش وارد چین شده است.
ایرانی ها مردم ایده آل گرا و آرمان گرایی هستند که این ایده آل گرایی را در گوشه گوشه زندگی آنان می توان دید. منظور از ایده آل گرایی و مترادف آن آرمان گرایی نوع نگرشی است که به کمتراز عالی و استانداردهای بسیار بالا راضی نمی شود و نگرشی در تضاد با عمل گرایی و پراگماتیسم دارد که به رسیدن به هدف می نگرد. ایده آل گرایی ریشه در عقاید مذهبی وتاریخی ایرانی ها هم دارد که معمولاً افرادی ایده آل را به عنوان اسطوره در تاریخ مذهب و کشور خود قرار داده اند و آنان را به عنوان الگو دیده اند. شاید این فرهنگ خود موجب شده است که ایرانیان چنین برداشتی از آنان داشته باشند. در ظاهر اول به نظر نمی آید که این آرمان گرایی خصلتی منفی باشد ولی اگر نیک بنگریم می بینیم که قسمتی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان ریشه در این تفکر به شدت آرمان گرا دارد.
ایده آل گرایی و تبیین استانداردهای بالای بسیار پر هزینه گاهی حتی به عنوان افتخار در فرهنگ ما ایرانیان بیان می شود. اینكه سفره ای بسیار رنگین و صد البته پر هزینه پهن كنیم، اینكه وسایل آنچنانی برای منزل بخریم كه تناسبی با در آمد ما ندارد، اینكه توقعات بیش از حدی از فرزند خود داشته باشیم (گویی که دوران کوچکی خود را فراموش کرده باشیم) كه باعث آسیب دیدن به اعتماد به نفس او شود یا تصوری غیر عادی و افسانه ای از یک آدم فرهیخته داشته باشیم، در فرهنگ ایرانی عادی می نماید. این خصلت، نتایج فرهنگی منفی ای در بر دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
١.۳- عدم اعتماد به نفس، رخوت اجتماعی و قهرمان پرستی:
وقتی انسان یک شخصیت آرمانی را به عنوان الگوی ذهنی خود قرار می دهد که فرسنگها از او فاصله دارد طبیعتاً دچار کمبود اعتماد به نفس می شود؛ چون با هر تلاشی که می کند کماکان فاصله بسیار زیادی با آن الگو دارد و در حقیقت ارزش قدم های خود را حس نمی کند و حس موفقیت از او گرفته می شود. وقتی فرد در ذهن خود آدمهایی را تصور می کند که به راحتی کارهای خود را پیش می برند و فی ذات بسیار خوب عمل می کنند، بسیار طبیعی است که آنان را قهرمانان خود بداند و آنان را موظف به بهبود دنیا بداند و بر خود وظیفه آنچنانی قایل نباشد. ولی اگر نیک به دنیا بنگریم در می یابیم که با همه تفاوتی که بین انسان ها وجود دارد، همه انسان ها دارای مشکلات نه چندان کمی می باشند و معمولاً انسان های برجسته انسان هایی هستند که خود را باور کرده اند. اگر به جای ایده آل گرایی، عمل گرایی در ذهن افراد جایگزین شود افراد به جای اینکه خود را با یک فرد آرمانی مقایسه کنند خود را با خود مقایسه می کنند و به جای آنکه سعی در گرفتن نمره بیست در یک بعد زندگی کنند سعی در به دست آوردن معدلی خوب در بین ابعاد زیاد زندگی می کنند. اینکه درک شود زندگی ابعاد بسیار زیادی دارد که اول شدن در همه آنها غیر ممکن است و باید به معدل زندگی توجه کرد، خود احتیاج به درک بالایی از زندگی دارد. وقتی خود را باور كنیم، وظیفه اجتماعی خود را بهتر در می یابیم و منتظر نمی مانیم كه قهرمانی بیاید و ما را راهبری كند. ذهن ایده آل گرای ایرانی معمولاً شخصی را پیدا می كند و از او قهرمان افسانه ای می سازد كه به هیچ وجه با واقعیت آن فرد هماهنگی ندارد و اگر آن قهرمان زنده باشد از او چیزی می طلبد كه لزوماً با توانایی آن فرد هماهنگی ندارد. این مطلب به این معنا نمی باشد که حرکت ها احتیاج به رهبر ندارند، بلکه به این معناست که رهبر حرکت، فردی است که به طور نسبی از قدرت مدیریت و هوش اجتماعی بالاتری برخوردارمی باشد و این فرد یک قهرمان استثنایی نیست، که باید سالها منتظر آن باشیم.
۲.۳- ظاهرگرایی: ژست گرایی به جزو ثابتی از فرهنگ ایرانی تبدیل شده است. اینكه سعی كنیم در ادا در آوردن از هم سبقت بگیریم و احترام بخریم. ژست گرفتن و ادا در آوردن در صورتی که به امری همیشگی تبدیل شود و در فاصله با جایگاه واقعی فرد باشد می تواند به شدت مخرب و انرژی گیر باشد وگرنه بدیهی است که برای بسیاری از مشاغل تا حدی ژست گرفتن، طبیعی است. مشكل اصلی كار این است كه این ادا در آوردن در بسیاری از اوقات ناشی از عدم اعتماد به نفس افراد می باشد. فرد به آنچه كه هست باور ندارد و سعی می كند نقش دیگری را بازی كند و یا اینكه اگر خود را باور دارد جامعه آرمان گرا اطراف او، به او باور ندارد و فرد سعی می كند نقش در خواست شده ازطرف جامعه را بازی كند. نتیجه این عمل آن است كه انرژیی كه باید صرف بهبود واقعی فرد شود صرف قیافه گرفتن و ظاهر گرایی فرد می شود. از نتایج این ظاهر گرایی و قیافه گرفتن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف: تجمل گرایی: یكی از نتایج طبیعی ظاهر گرایی، تجمل گرایی است. اینکه سعی کنیم ادای قشر بسیار پولدار جامعه را در بیاوریم و از محصولاتی استفاده کنیم که به طور طبیعی (با توجه به وضعیت مالی ما) لزوماً در اولویت های ما قرار نمی گیرد. اینکه نیازهای طبیعی مان را قربانی ژست گیری کنیم تا به دیگرانی که بر اساس ظاهر قضاوت می کنند اعلام کنیم که ما را در دسته های بالای جامعه طبقه بندی کنند.
ب:آسیب به نظام اطلاعاتی: نتیجه دیگر این ژست گیری اختلال در سیستم اطلاع رسانی است که خود در تشدید کاهش اعتماد به نفس افراد جامعه موثر است. ما بسیاری از اطلاعات زندگی را از طریق شنیدن تجربه های دیگران به دست می آوریم؛ حال اگر این تجربه بیان شده آمیخته به تظاهر و اغراق باشد اختلالی اساسی در این اطلاعات به وجود می آید. اختلال در سیستم اطلاع رسانی تاثیری مخرب در نظام تصمیم گیری افراد دارد و آسیب به نظام تصمیم گیری، کاهش اعتماد به نفس را در بر دارد.
ج: فاصله روشنفكران و توده: این قیافه گرفتن در بسیاری از اوقات باعث فاصله گرفتن توده ها از نخبگان جامعه می شود. كسانیكه تجربه زندگی در كشور های مدرن را داشته باشند حتماً متوجه شده اند كه آدم های بالای جامعه سعی نمی كنند كه برتری اجتماعی خود را به طبقات پایین دست جامعه دیكته كنند و به جای آن، خود از باور خود به خویشتن، لذت می برند كه از دلایل آن می توان به داشتن اعتماد به نفس و نیاز به رای مردم برای رسیدن به مراتب بالای اجتماعی اشاره کرد. متاسفانه در جامعه ایرانی بزرگان نسبی جامعه معمولاً در پی آنند كه به هر نحو ممكن این برتری را به طبقات پایین تر نشان دهند؛ حتی اگر این نشان دادن به فاصله گرفتن از عوام و بدنه جامعه منجر شود. این رفتارها را می توان بین سیاست مداران و توده جامعه، بین پزشكان و پرستاران، بین روشنفكران و توده، اساتید دانشگاه و دانشجویان، مدیران و کارمندان و بسیار جاهای دیگر دید. وقتی روشنفكری مبنای پوشش و آرایش صورت خود را بر اساس متفاوت بودن قرار می دهد چگونه می خواهد با توده جامعه ارتباط برقرار كند. به نظر می آید ایرانیان بیش ازآنکه مفاهیم ناشی از مدرنیته را درک کرده باشند از به کار گرفتن آنان برای تولید ژست لذت می برند. به کار گرفتن واژه های دکتر و مهندس، برای افراد در ایران کاملاً معمول است، در حالی که این واژه ها در کشورهای مدرن در موارد معدودی استفاده می شود. دلیل این امر در مطالب بالا نهفته است. از دیدگاه من روشنفكری كه به فكر روشنگری باشد و مهم تر از آن به فكر خود ایمان داشته باشد سعی نمی كند كه با ایجاد تفاوت ظاهری با جامعه به خود اثبات كند كه تافته ای جدا بافته از جامعه است. هر فردی مسلماً حق انتخاب آزاد در مورد نوع پوشش خود دارد ولی چه خوب است که این انتخاب با در نظر گرفتن نتایج آن باشد. ژست گرایی یكی از شایع ترین مشكلات فرهنگی ایرانیان، بالاخص در جامعه روشنفکر است كه یكی از دلایل اصلی عدم تاثیر گزاری و عدم به قدرت رسیدن روشنفكران ایران می باشد. اصولاً نخبگان جامعه ایرانی بیش از آنكه وظیفه خود بدانند كه صدای روشنگری را به اعماق جامعه برسانند وظیفه جامعه می دانند كه حرفهای آنان را گوش كنند و بفهمند، و نتیجه این طرز تفكر روشن است.
(بدیهیست كه علت اصلی طبقاتی بودن شدید جامعه ایران، سیستم مالیاتی به شدت راست ایران می باشد و نه علت ذكر شده در بالا. منظور از سیستم مالیاتی به شدت راست، نظام مالیاتی مبتنی بر اقتصاد کاملاً سرمایه داری می باشد. اقتصادی که، بر مبنای آن، تامین منافع قشر پولدار، بدون توجه کافی به توده جامعه، در صدر اولویت های اقتصادی قرار دارد. )
۳.۳- عدم توانایی در اولویت بندی: وقتی كه ایده آل گرایی جایگزین عمل گرایی شود و هدف رسیدن به همه چیز باشد دیگر اولویتی وجود ندارد. اولویت بندی در بسیاری از اوقات به معنای آن است كه ما قبول كرده ایم كه نمی شود به همه چیز رسید پس باید از بین اهداف، مهم ترین ها را انتخاب كرد. ولی وقتی هدف رسیدن به همه چیز باشد و یا فرد تنها قسمتی از اهداف را ببیند و از دیدن باقی اهداف
داستان قدیمی دست ندادن!





------------------------------
این هم تصاویری از سربازان زن کشورهای مختلف...



طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار . زکریای رازی
کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . اُرد بزرگ
دو گوش داريم و فقط يك زبان، براي اينكه بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم . ديوژن
گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند . دوگلاس مك آرتور
خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست . داوید هیوم
آن كه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همهء نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك . فردریش نیچه
من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم . ژان روستان
این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی خردمند
یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد. ژرژ هربرت
تا بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم . داوید وایت
راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد. ژان داوید
برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم . ژوبرت
آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: انگارهء سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ . فردریش نیچه
آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند . فردریش نیچه
هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . کالوس کاستاندا
تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . اُرد بزرگ
کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد . فردوسی خردمند
خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود . کاترین پندر
براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست . كلود مونه
هنرمند، اشیا را با خورشیدی روشن می کند که از آن طبیعت نیست . دیده رو
آموختن تنها سرمايه ای است که ستمکاران نمی توانند به يغما ببرند . جبران خلیل جبران
پول با شادمانی کم داخل کیسه می شود ولی با غم زیاد از ان خارج می گردد . مولیر
آن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتش و هویتش همنواست همانند کشتی است که سکانش درهم شکسته و در اطراف جزایر و دریاها سرگردان است و از هر طرف محاط در خطرها ، ای بسا که غرق نشود و به قعر دریا فرو نرود . جبران خلیل جبران
دوستان برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند. بزرگمهر
تختخواب خطرناکترین جای دنیاست، چون صدی نود مردم در آن میمیرند . مارک تواین
زنها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار
شوهر داروئي است كه تمام دردهاي دخترانرا علاج مي كند . مولير
زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد, و مرد عاقل مي گذارد كه زنش اورا تربيت كند . مارك تواين
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار
یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است. مولیر
انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون
اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی، هیچ وقت اشتباه نمی کنی. برادلی
عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند ... مارکوس بیکل
امید دارویی است که شفا نمی دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند . مارسل آشار
مال ، زنبوری است که اگر از نگه داری آن آگاه باشید عسل می دهد وگرنه نیش می زند و پرواز می کند . مارون
شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار
اگر به انسان ها شخصيت و فرصت ابراز عقيده بدهيد، پاداش و امکان مشارکت بدهيد، رشد خواهند کرد و انديشه های ناب خود را بيرون خواهند ريخت . رابرت اسلاتر
پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت . اُرد بزرگ
رقابت تا زماني پسنديده است كه كار را به حسادت نكشاند. رنه دکارت
ابله هميشه به دنبال بزرگ تر از خود مي گردد ، كه او را تحسين كند. بوالو
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید. اُرد بزرگ
آنکه برنامه ها را از پایان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزیابی قرار می دهد بر راستی در حال سرپوش گذاری بر روی چیزی است . اُرد بزرگ
گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. اُرد بزرگ
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. اُرد بزرگ
آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . اُرد بزرگ
اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . اُرد بزرگ
آنکه پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . اُرد بزرگ
اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است . اُرد بزرگ
کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند. ارد بزرگ
مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . اُرد بزرگ
دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند . اُرد بزرگ
خنده فراوان و بلند و پیگیر ، نفیر فرا رسیدن هنگامه رنج و سختی است. اُرد بزرگ
اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. اُرد بزرگ
گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است. اُرد بزرگ
اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند . ارد بزرگ
نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست . اُرد بزرگ
مردمان توانمند در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند . اُرد بزرگ
آنکه دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند . اُرد بزرگ
بزرگترین کارخانه نابودی توانمندیها ، آیین آموزشی نادرست است. اُرد بزرگ
هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است . اُرد بزرگ
صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم در آورد و یا پدیده های بی جانی همچون نامه و جامه و ... به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند ... اُرد بزرگ
دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . اُرد بزرگ
آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد . اُرد بزرگ
آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند . اُرد بزرگ
برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود . اُرد بزرگ
جایی که شمشیر است آرامش نیست . اُرد بزرگ
ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است . اُرد بزرگ
اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید . اُرد بزرگ
نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن. اُرد بزرگ
گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ
فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ، با تلنگری فرو می ریزند . اُرد بزرگ
در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است . اُرد بزرگ
آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . اُرد بزرگ
اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. اُرد بزرگ
آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند . اُرد بزرگ
پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن آرمان و خواسته ای هویدا است . اُرد بزرگ
گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه سخت کوهستان را برگزینیم . اُرد بزرگ
رَد راستی ، رَد خویشتن است . اُرد بزرگ
اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی . اُرد بزرگ
هر آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید . اُرد بزرگ
فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . اُرد بزرگ
جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ
آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . اُرد بزرگ
میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . اُرد بزرگ
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . اُرد بزرگ
الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . اُرد بزرگ
آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند . اُرد بزرگ
هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز . اُرد بزرگ
آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن . اُرد بزرگ
اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم . اُرد بزرگ
پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت . اُرد بزرگ
آرمان و انگیزه هویدا ، ویژگی آدم کار آمد است . اُرد بزرگ
آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند . اُرد بزرگ
هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگ
فرمانروا با اندیشه وزیران توانمند خویش فرمانروایی می کند . اُرد بزرگ
پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است . اُرد بزرگ
همه آدمیان به شیوه های گوناگون سختی های روزگار را می چشند . اُرد بزرگ
ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . اُرد بزرگ
پیام آوران باورهای پست و خُرد بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را با گفتاری پست به ریشخند گرفته اند . اُرد بزرگ
آنکه پرسشهای پراکنده در وادی های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند . اُرد بزرگ
درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست . ارد بزرگ
بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت . اُرد بزرگ
آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است. اُرد بزرگ
بی پایبندی به نظم در گیتی ، ویژگی انسانهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند. اُرد بزرگ
هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی . اُرد بزرگ
خودبینی ، چنبره و محیط گیراییش درون است و افتادگی ، پیرامون و بیرون ماست و این می تواند همگان را به سوی ما بکشاند . اُرد بزرگ
در خواب می توانی نیروی روان خویش را بنگری . اُرد بزرگ
بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند . اُرد بزرگ
میان اشک مرد و زن فاصله و بازه ای از آسمان تا زمین است . اُرد بزرگ
آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ اُرد بزرگ
آنکه نمی تواند از خواب خویش برای قراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد . اُرد بزرگ
گیتی همواره در حال زایش است و پویشی آرام در همه گونه های آن در حال پیدایش است . اُرد بزرگ
بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم . اُرد بزرگ
وارونگی آدمیان و جانوران در پویایی اندیشه و دانش است ولی آدمی هر دم می تواند به رفتار و خوی بسیار بربرگونه دست یابد و دست به هر بزهی بزند که پلیدترین جانوران هم در بایسته ترین هنگامه از انجام آن می پرهیزند . اُرد بزرگ
هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . اُرد بزرگ
شورشهای آدمیان ، با بسامدهای پر نیروی کیهان خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گردد . اُرد بزرگ
سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است . اُرد بزرگ
سربازی که می ترسد ، جان خود و دیگر سربازان را به خطر می افکند . اُرد بزرگ
همواره آدمیان محیط و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند . اُرد بزرگ
بسیاری از جنگها و آوردهای مردمی از روی نبود شناخت و آگاهی آنها نسبت به یکدیگر بوده است . اُرد بزرگ
خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید . اُرد بزرگ
فزون خواهی برای داشته های ما زیانبار است . اُرد بزرگ
افزایش ناگهانی مردم سبب کاهش ادب ،فرهنگ و فرهیختگی می گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پیش از آن نمی تواند بایستگیها و وظایف خویش را همچون آموزگار بدرستی انجام دهد . اُرد بزرگ
آنانیکه خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. باید گفت نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای بشری نیز نخواهد بود . اُرد بزرگ
تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج و شورش دیگر نیست . اُرد بزرگ
جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود . اُرد بزرگ
خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است . اُرد بزرگ
بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . اُرد بزرگ
پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . اُرد بزرگ
برای ربودن دل آدمیان باید بر هم پیشی گرفت و این زیباترین آورد زندگی است . اُرد بزرگ
جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ
دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . اُرد بزرگ
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . اُرد بزرگ
آنگاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنید نباید امید داشته باشید همگان فرمانبردار شما باشند . اُرد بزرگ
تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است . اُرد بزرگ
تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است . اُرد بزرگ
سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد . اُرد بزرگ
اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد . اُرد بزرگ
فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد . اُرد بزرگ
آب و هوا ، بر جهان بینی ، پبوندهای مردمی و اندیشه ما تاثیرگذار است . ارد بزرگ
اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند . اُرد بزرگ
شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است . اُرد بزرگ
با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید . اُرد بزرگ
آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . اُرد بزرگ
شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد . اُرد بزرگ
کوشش های سیاسی برای جوانان ، مردابی مرگبار است . اُرد بزرگ
آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمی به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی برای کوچک شمردن دیگر کسان گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با کار و همچنین نگرش در نمایه های هستی به بسیاری از ناگفته ها پی می برند . اُرد بزرگ
هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . اُرد بزرگ
برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . اُرد بزرگ
اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . اُرد بزرگ
آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد . اُرد بزرگ
آزمودگی انسانها ، از زر هم با ارزشتر است . اُرد بزرگ
پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند . اُرد بزرگ
هنرمند و نویسنده مزدور ، از هر کشنده ای زیانبارتر است . اُرد بزرگ
بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . اُرد بزرگ
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . اُرد بزرگ
پشتیبانی از داشته دیگران ، پشتیبانی از داشته خود ماست . ارد بزرگ
هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگ
هنگامی که می خواهی وظیفه و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان نگیر . اُرد بزرگ
همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی . اُرد بزرگ
برای رسیدن به کامیابی نباید از شکست های پیشین خیلی ساده بگذرید ، شناخت موشکافانه آنها ، پیشرفت شما را در پی خواهد داشت . اُرد بزرگ
هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم نامید نشو چرا که آرام جان دیگری در راه است . اُرد بزرگ
بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است . اُرد بزرگ
تنها مادر و پدر خواست های فرزند را بی هیچ چشم داشتی بر آورده می سازند . اُرد بزرگ
در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند . اُرد بزرگ
در دوی زندگی ، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام . اُرد بزرگ
هیچ گاه هماورد خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . اُرد بزرگ
اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . اُرد بزرگ
پیش نیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاهی آدمهای سبکبار، پشت کوهستان را هم به خاک مالیده اند . اُرد بزرگ
خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ
دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند . اُرد بزرگ
سامانه همه گیر هستی با آنکه یکنواخت پنداشته می شود ولی رو به پویش و پیشرفت است . گردش آرام هستی نباید ما را فریب دهد ، ما بخشی از یک برنامه بزرگ و پیشخواسته در کیهان هستیم که پیشرفت را در نهاد خود دارد . اُرد بزرگ
پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد. اُرد بزرگ
در هنگام توانایی اگر بستانکاری دیگران را ندهی ، بویژه هنگامی که او درمانده باشد ، فر و جایگاه خویش را برای همیشه از دست می دهی . اُرد بزرگ
میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . اُرد بزرگ
خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی . اُرد بزرگ
همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی . اُرد بزرگ
خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست فرمانروایی می کند . اُرد بزرگ
بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است . اُرد بزرگ
بهترین آموزگار استاد ، شاگرد اوست . اُرد بزرگ
اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ
هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . اُرد بزرگ
هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ
میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نبروی کنونی ماست . اُرد بزرگ
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ
فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند . اُرد بزرگ
هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس . اُرد بزرگ
رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد . اُرد بزرگ
آنانیکه سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند . اُرد بزرگ
به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . اُرد بزرگ
امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش . اُرد بزرگ
مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند . اُرد بزرگ
مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . ارد بزرگ
قهرمان های آدمهای کوچک ، همانند آنها زود گذرند . اُرد بزرگ
نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد . اُرد بزرگ
دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . اُرد بزرگ
آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است . اُرد بزرگ
دست استاد خویش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد . اُرد بزرگ
با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است . اُرد بزرگ
مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند . اُرد بزرگ
فرومایگان پس از پیروزی ، همآورد شکست خورده خویش را به ریشخند می گیرند . اُرد بزرگ
اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار . اُرد بزرگ
دل کیهان را اگر بگشاییم این سخن را خواهیم شنید " هر کنشی واکنشی را در پی دارد " پس بر این باور باشید ! همه کردار ما چه خوب و چه زشت ، بی بازگشت نخواهد بود . اُرد بزرگ
بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم آدمیان، اشتباهاتی همچون : برده داری ، همسر سوزی و ... را رها نموده است ، خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد . اُرد بزرگ
همواره تنهایی ، توانایی به بار می آورد . اُرد بزرگ
برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم . ارد بزرگ
سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند . اُرد بزرگ
یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد . اُرد بزرگ
پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است . اُرد بزرگ
هنرمندان ناب ، هر روز در برابر دیدگان مردم نیستند . اُرد بزرگ
نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد . اُرد بزرگ
نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . اُرد بزرگ
کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . اُرد بزرگ
از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ
گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است . اُرد بزرگ
دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . اُرد بزرگ
در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . اُرد بزرگ
دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . اُرد بزرگ
گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . اُرد بزرگ
اگر نتوانیم به تبار خویش سامانی درست دهیم ، مانند این است که در خانه ایی بی دیوار زندگی می کنیم . اُرد بزرگ
اندیشه و سخن ریش سفیدان برآیند بردباری ، مردمداری و سرد و گرم چشیدگی روزگار است . اُرد بزرگ
ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . اُرد بزرگ
دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . اُرد بزرگ
ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود . اُرد بزرگ
آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت . اُرد بزرگ
برای نزدیکی و همگرایی قوم خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را پیش گیرید . اُرد بزرگ
نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . اُرد بزرگ
هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ
آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی . اُرد بزرگ
نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . ارد بزرگ
آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد . اُرد بزرگ
پیران جهان دیده برای گفتگو مانع تراشی نمی کنند . اُرد بزرگ
اسنخوان بندی فریاد ، پاسخ هزاران ستم بی صداست . اُرد بزرگ
آنکه می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد . اُرد بزرگ
جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن . اُرد بزرگ
راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش . اُرد بزرگ
خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن مسیر پیشرفت . اُرد بزرگ
آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست . اُرد بزرگ
برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ
یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . اُرد بزرگ
خودت را بشناس اما به آن مبال . اُرد بزرگ
راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است . اُرد بزرگ
نگاه زمینیان ، تهی است از انوار آسمانیان . ارد بزرگ
بسیاری در پیچ وخم یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای. اُرد بزرگ
بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند . اُرد بزرگ
ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت نیست . اُرد بزرگ
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ
انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ
کردار ناپسند خویش را با دارایی زیاد هم نمی توانی پنهان سازی . اُرد بزرگ
پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . اُرد بزرگ
خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . اُرد بزرگ
نکات سخت هم اساسی ساده دارند . اُرد بزرگ
سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . اُرد بزرگ
برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی . اُرد بزرگ
برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . اُرد بزرگ
کاهلی خشم بدن را در پی دارد و چه زود با لرزش و تلاتم آن را بروز می دهد . اُرد بزرگ
سفر ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا . اُرد بزرگ
بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است . ارد بزرگ
خموشی ، دری به سوی نگاه ژرف تر است . اُرد بزرگ
برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . اُرد بزرگ
ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد . اُرد بزرگ
کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست . اُرد بزرگ
برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن . اُرد بزرگ
به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش . اُرد بزرگ
در زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدها گره باز نشدنی است . اُرد بزرگ
با بردباری همه چیز در چنگ توست . ارد بزرگ
در کنارمان دلبر هست و اگر نیست ، در سفر رسیدن به اویم . پس تنهای وجود ندارد . اُرد بزرگ
برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز . اُرد بزرگ
برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو . اُرد بزرگ
روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند . اُرد بزرگ
پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ
با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و رودها و چشمه ها را لبریز می کنند . اُرد بزرگ
به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . اُرد بزرگ
تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . اُرد بزرگ
راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . اُرد بزرگ
روشنایی روز ، دلیل و برهان نمی خواهد . اُرد بزرگ
هنگامه شادمانه سرودن و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است . اُرد بزرگ
میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز باقی خواهد ماند . اُرد بزرگ
شب زندگی برای خردمند ، همچون روز روشن است . اُرد بزرگ
اندرز جوان باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد . اُرد بزرگ
هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن . اُرد بزرگ
در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد . ارد بزرگ
اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند . اُرد بزرگ
تنها با از خودگذشتگی برای دیگر آدمیان می توان جاودانه شد . اُرد بزرگ
خار های کوچک زخم به جان نمی زنند ، بلکه با او می آمیزد برای روزهای سختر . اُرد بزرگ
سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد . اُرد بزرگ
بی گمان اولین باژ ، آخرین باژ نخواهد بود . اُرد بزرگ
با احساس می شود پند و اندرز داد اما سامان دهی به کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی توانمند دارد . اُرد بزرگ
سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . اُرد بزرگ
پشیمانی، اولین گام برای پوزش است. اُرد بزرگ
استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت . اُرد بزرگ
نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست . اُرد بزرگ
آدم خودبین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد . اُرد بزرگ
یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . اُرد بزرگ
ستایش ، هنگام نو رُستن را . اُرد بزرگ
آه و بردباری ، ریشه هر دیوزاد ، و بد خویی را ، خواهد کَند . ارد بزرگ
آدم مادیگرا جادهای احساسش ، کم رفت و آمد است . اُرد بزرگ
کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . اُرد بزرگ
گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد . اُرد بزرگ
رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد . اُرد بزرگ
نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . اُرد بزرگ
آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . اُرد بزرگ
رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست . اُرد بزرگ
این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت . اُرد بزرگ
ریگهای ساحل خرد ، نشیمنگاه پندارهای پاک و شبانه توست . اُرد بزرگ
خرد ابتدا به اندیشه پناه می برد . اُرد بزرگ
پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . اُرد بزرگ
آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند . اُرد بزرگ
سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگ
شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ
خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست . اُرد بزرگ
نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد . اُرد بزرگ
تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است . اُرد بزرگ
بسامدها : امواج
کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . اُرد بزرگ
برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . اُرد بزرگ
کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . اُرد بزرگ
تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . اُرد بزرگ
آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . اُرد بزرگ
جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ
خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ
این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان بشر است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . اُرد بزرگ
چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . اُرد بزرگ
شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان . اُرد بزرگ
بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و ... اُرد بزرگ
یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . اُرد بزرگ
هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . اُرد بزرگ
ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . اُرد بزرگ
صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . اُرد بزرگ
نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . اُرد بزرگ
کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد . اُرد بزرگ
اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد . اُرد بزرگ
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . اُرد بزرگ
آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟ اُرد بزرگ
هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود . اُرد بزرگ
بدگویی ، رسوایی در پی دارد . اُرد بزرگ
اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . اُرد بزرگ
با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ
اگر آماده نباشیم ارزشمندترین زمان ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست بخت کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن در هر حرفه و کاری . اُرد بزرگ
شهامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است . اُرد بزرگ
بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . اُرد بزرگ
بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است . اُرد بزرگ
ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . اُرد بزرگ
کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است . اُرد بزرگ
رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست . اُرد بزرگ
برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . اُرد بزرگ
تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم . اُرد بزرگ
کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است . اُرد بزرگ
کیهان دارای ساختاری هدفمند است . این ساختار به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف ، در آن بر جای می گذارد . اُرد بزرگ
تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . اُرد بزرگ
هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ
آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست . اُرد بزرگ
کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. اُرد بزرگ
چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار زبونی شدند . اُرد بزرگ
آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود . اُرد بزرگ
نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها . اُرد بزرگ
آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . اُرد بزرگ
اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست . اُرد بزرگ
نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز . اُرد بزرگ
اگر در بند زندگی روزمره تان شوید نمی توانید گامی بسوی بهروزی بردارد . اُرد بزرگ
ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست . اُرد بزرگ
آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم . اُرد بزرگ
هر پیوستنی آگاهی و میوه ای نو ارمغان می آورد . اُرد بزرگ
با ، رفته گان به جهان دیگر، نتوان همراه شد ، که این کوشش و همراهی عمر را بباد می دهد . اُرد بزرگ
آنکه زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد و بدین گونه از هر چه داشت تهی گشت . اُرد بزرگ
وزن یک تهمت ، سنگین تر از هزار هزار دشنام است . اُرد بزرگ
بدخو ، عمرش کم است . اُرد بزرگ
زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است . اُرد بزرگ
مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . اُرد بزرگ
همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر برای خود باش ، و اگر کسب دانش آرمانت است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد . اُرد بزرگ
آغاز هر روز، نو شدنی دوباره است ، و زمانی برای پویایی بیشتر . اُرد بزرگ
اهل خرد و فرهنگ همیشه زنده اند . اُرد بزرگ
خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد . اُرد بزرگ
بداندیش همیشه ، کارش گره می خورد . اُرد بزرگ
نادان همیشه از آز و فزون خواهی خویش خسته است . اُرد بزرگ
فرزند نانجیب ، آتش عمر پدر است . اُرد بزرگ
از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس . ارد بزرگ
مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ، به اشک به دنبالش خواهد دوید . اُرد بزرگ
چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید با یادشان اندیشه هواخواهان خویش را گرما دهند . اُرد بزرگ
آنکه راستی نپوید گرفتار آمیزش با اهریمن است ، فرزند این آمیزش فتنه است و شورش . اُرد بزرگ
غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . اُرد بزرگ
میوه کشتن ، کشته شدن است . اُرد بزرگ
سرآمد دشواری و سختی دانایست و دانا چشم خویش را بر بسیاری از زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست . اُرد بزرگ
هر آنکه خردمندتر است اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید . اُرد بزرگ
روز های خوش برای کژاندیش بسیار کوتاه و روز کیفر بسیار دراز . اُرد بزرگ
اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است . اُرد بزرگ
چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . اُرد بزرگ
۲. محافظه كاری تاریخی:
متاسفانه به علت تهاجم های ویرانگری كه بر ایرانیان درطول تاریخ تحمیل شده است (و منجربه سلطه شده) که یکی از دهشتناک ترین این حمله ها، تهاجم مغولیان و یکی از طولانی ترین این سلطه ها، سلطه اعراب بوده، در كنار سیستم عقیدتی ایرانیان که آن هم کاملاً تحت تاثیر این حمله ها قرار گرفته، ایرانیان از لحاظ فکری و منش زندگی محافظه کار محسوب می شوند. این محافظه کاری متاسفانه نتایج بسیار منفی ای برای فرهنگ ایرانی به ارمغان آورده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
١.۲- کمبود خلاقیت در نحوه زندگی: ایرانیان بسیار شبیه به هم زندگی می کنند که مبادا از طریق دوست و آشنا مورد سوال واقع شوند. در حقیقت بخش بزرگی از زندگی ایرانیان صرفاً برای حرف های بیهوده دیگران سپری می شود و با اینکه خود گهگاه به این مساله شک می کنند ولی یا این امر را عادی می پندارند یا اینکه جسارت تغییر در این رویه را ندارند و یا به مخفی کاری روی می آورند. بسیار واضح است که ما انسانهای متفاوتی هستیم و هر کدام از ما استعداد ها و نیازهای متفاوتی داریم؛ پس باید سبک زندگی مختص خود را داشته باشیم. حال آنکه در تفکر ایرانی راه موفقیت راهیست مشخص که از سوی جامعه و خانواده به فرد تحمیل می شود و فرد جسارت سر پیچی از آن را ندارد.
اینکه بسیاری از رفتارها سریع در جامعه ایرانی مد می شود جدا از اینکه ناشی از عدم پختگی احساسی ما ایرانیان می باشد (٢.١)، ریشه در ترس از متفاوت عمل کردن از بقیه جامعه هم دارد؛ وگرنه ما شاهد زندگی های متنوع تربا خلاقیت بیشتر در جامعه ایرانی می بودیم. برای درک بهتر از این مطلب به یک مثال روی می آورم. در داخل مدارس در ایران اگر از کسی سوال کنید که دوست دارد چه حرفه ای را برای آینده خود پیشه کند معمولا به جوابهای یکسانی بر می خورید، جواب هایی که منجر به آن می شوند که در کنکور سراسری در ایران اکثریت رتبه های برتر به رشته های خاصی ختم بشوند. حال سوال این است که آیا این تصمیم بر اساس سنجش دقیق از آینده شغلی و درک قوی از علاقه مندی های فردی صورت گرفته؟ جواب این است که اکثریت افراد این تصمیم را بیشتر بر پایه های ارزش های اجتماعی و خانواده گرفته اند و گر نه ما شاهد توزیع بسیار عادلانه تری از هوش و استعداد بین رشته های مختلف بودیم. برای به دست آوردن شهود بهتر نسبت به مطلب بالا به بخش های ۱.۴ ، ۲.۴ و ۳.۴ مراجعه کنید.
۲.۲- فرهنگ جنسی: آشکار است که نیاز جنسی یکی ازاساسی ترین نیازهای بشراست که وظیفه هر فرهنگی است که بر اساس موقعیت زمانی و مکانی به بهترین نحو به پاسخ گویی به آن بپردازد. عدم پاسخ گویی صحیح به این نیاز باعث صدمات بسیاردر زندگی فردی و اجتماعی افراد می شود که از آن جمله می توان به ایجاد عقده های شخصیتی، افزایش خشونت اجتماعی، پریشانی فکر، افسردگی وعصبی بودن افراد اشاره کرد. متاسفانه فرهنگ ایرانی به صورتی محافظه کار سعی در جواب دادن به این نیاز دارد که طبیعتاً از پاسخ گویی صحیح و متناسب باپیشرفت های زمانه عاجز است. اینکه هر راه حلی مشکلات خود را دارد طبیعی است ولی بحث سر آن است که بسیاری از راه حل های موجود در دنیا به مراتب مشکلات کمتری از راه حل های موجود در ایران دارد. به طور مثال، اكثریت زوج های ایرانی شناخت بسیار ناقصی از هم ( و كلاً جنس مخالف) قبل از ازدواج دارند كه عامل اصلی عدم موفقیت آنان در بعد از ازدواج است. این شناخت ناقص و در كنار آن عدم تجربه كافی و نا کارازمودگی، ناشی از محافظه كاری توجیه ناپذیر در فرهنگ ایرانی است.
۳.۲- دگماتیزم (جمود): در ایرانی ها با عقاید مختلف بسیار دیده می شود که دگم باشند و حاضر به شنیدن یا دیدن عقاید مخالف نباشند. تعصب در عقیده و جمود در فكر چیزی نیست كه صرفاً در توده مردم دیده شود، متاسفانه این صفت در آدم هایی با عقاید به نسبه مدرن هم دیده می شود و آنان هم از نقد شدن اندیشه شان می هراسند كه این امر خود باعث كند و میرا شدن اندیشه شان در طول زمان می شود. در پشت دگماتیزم جدا از محافظه كاری، مشكل ایده آل گرایی ایرانیان (بخش ۳) هم وجود دارد، چرا كه وقتی ما باور كنیم كه با گرفته شدن چند اشكال از اندیشه مان، تفكرمان باطل است، به شدت از نقد دیگران می هراسیم؛ در حالی كه واقعیت این است كه همه اندیشه ها بدون استثنا دارای مشكلاتی هستند وبحث سر میزان مشكلات است. خرافه پرستی به معنای عقیده به چیزی که برهانی بر اثبات آن وجود ندارد، هم یكی از نتایج دگماتیزم می باشد؛ چرا که در صورت وجود نقد سالم و گسترده از عقاید، خرافات در طول زمان در جامعه کاسته می شود. جدا از این تعصب به معنای جانب داری کورکورانه یکی از نتایج این دگم بودن است و جالب این است که گهگاه تعصب در اخلاق ایرانی در مواردی چون خانواده، دین و کشور مجاز شمرده می شود در حالی که تعصب و کورکورانه جانب داری کردن، در هیچ امری جایز نیست.
اقدام دستاندركاران مجموعه تلويزيوني «چهارخونه» در ارائه چند شخصيت تيپيكال افغاني در اين مجموعه، خشم مسئولان فرهنگي سفارت افغانستان در ايران را به دنبال داشتهاست.
رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي افغانستان در ايران در گفتگو با فرارو، با رياكار و متقلب خواندن دستاندركاران اين مجموعه تلويزيوني، اين اقدام را جفا در حق جوانان و مردم افغانستان و موجب صدمه جدي به روابط حسنه دو كشور دوست و همسايه ارزيابي كرد.
تخاري ضمن اعلام اين مطلب، به خبرنگار فرارو گفت: «تهيهكنندگان اين سريال بدون درنظر گرفتن موازين اخلاقي و مشتركات فراوان فرهنگي دو كشور، اقدام به نمايش چهرهاي غيرواقعي از جوانان افغان كردهاند كه اين اقدام قطعا در روابط دو كشور تأثير منفي برجاي خواهد گذاشت.»
وي افزود: «تصميم داريم طي تماس با آقاي پورمحمدي مدير شبكه سه مراتب اعتراض خود را نسبت به اين عمل به ايشان اطلاع دهيم كه تاكنون موفق به اين امر نشدهايم.»
تخاري در پاسخ به اين سؤال كه « يكي از بازيگران نقش افغاني اين مجموعه، ادعا كرده به مراسم جشن استقلال افغانستان هم دعوت شدهاست، آيا اين خبر صحيح است؟» آن را كذب محض خواند و ابراز داشت: « مگر اين بازيگر (جواد رضويان) كي هست كه ما براي جشن استقلال افغانستان دعوتش كنيم؟ كسي كه با فرهنگ ما بازي ميكند، هرگز چنين شخصي به مراسم جشن استقلال مردم افغانستان دعوت نيست و اين ادعايي بيشرمانه است.»
رايزن فرهنگي افغانستان در ادامه بااشاره به مشتركات فرهنگي و تاريخي فراوان بين ايران و افغانستان افزود: «نبايد اجازه داد عدهاي در روابط دو كشور همدين و همآيين همسايه ايجاد خلل نمايند. به جاي نشان دادن تلخيها و سياهيها بايد نكات خوب و مثبت نمايش دادهشود. آيا قابل قبول است كه ما نيز از اتفاقات سياهي كه در ترمينال جنوب، پاكدشت، مولوي و... در جريان است، فيلم تهيه كنيم و بهعنوان تمام ايران آن را در كشورمان پخش كنيم؟ خير، سياه نمايي صحيح نيست.»
مجموعه تلويزيوني «چهارخونه» به كارگرداني "سروش صحت" كه مدتي ست از شبكه سه سيما پخش ميشود، به تازگي اقدام به افزودن شخصيتي جديد به نام «شنبه» كردهاست. اين نقش كه توسط «جواد رضويان» ايفا ميشود، جواني افغاني است كه با مظلومنمايي و نيرنگ قصد دارد از سادگي اعضاي خانواده سريال، سوءاستفاده كند. دراين مجموعه تلويزيوني نشان داده ميشود كه داماد خانواده نيز افغاني ديگري است با نام واقعي ـ چهارشنبه ـ كه قبلتر خود را به جاي يك ايراني جا زده و دختر خانواده را به همسري گرفتهاست.
مختصات و موقعیت جغرافیایی آمریکا
ایالات متحده آمریکا از شمال با کشور کانادا و در جنوب با کشور مکزیک مرز خاکی دارد . این کشور در شمال غرب قاره آمریکا و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی دارد. چهل و هشت ایالت به هم پیوسته که خاک اصلی آمریکا را تشکیل میدهند، از شرق و جنوب شرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیکو و از غرب به اقیانوس آرام منتهی میشوند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از غرب به تنگه برینگ و از جنوب غربی به اقیانوس آرام ختم میگردد. مجمع الجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اصلی آمریکا و در اقیانوس آرام واقع شده است.
مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا عبارتند از: نیوانگلند، ایالتهای ساحلی، اقیانوس اطلس، جنوب، میدلند (غرب میانه) و غرب.
پایتخت آمریکا شهر واشنگتن دی سی است. این شهر جزو هیچ یک از ایالات آمریکا نیست و در منطقه خودمختار کلمبیا واقع شده است.
منطقه کلمبیا در واقع هدیهای بود که مردم ایالت مریلند به همه ملت آمریکا دادند تا مرکز آمریکا یعنی شهر واشنگتن دی سی در آن بنا شود. کشور ایالات متحده آمریکا در مجموع ۹٬۶۳۱٬۴۱۸ کیلومتر مربع وسعت دارد که البته چهارصد و هفتاد هزار کیلومتر آن را جزایر پراکنده و تحت قلمرو آمریکا در اقیانوس آرام و دریای کارائیب تشکیل میدهد.
جغرافیای انسانی
جمعیت: ۳۰۱٬۱۳۹٬۹۴۷ (بر اساس برآورد سال 2007)
نرخ رشد جمعیت: ۰٫۸۹۴%
نژاد
سفید ۸۱%، سیاه (آمریکایی آفریقاییتبار) ۱۲٫۹%، آسیایی ۴٫۲%، سرخپوست ۱%، بومی هاوایی و جزایر پاسفیک ۰٫۲% (آمار سال 2003)
زبان
انگلیسی ۸۲٫۱%، اسپانیایی ۱۰٫۷%، هندو–اروپایی ۳٫۸%، آسیایی و جزایر پاسفیک ۲٫۷%، دیگران ۰٫۷%
مطلب ‘’مشکلات فرهنگی ما ایرانیان’’ طی چندین پست برایتان ارسال می شود. این متن نظرات حنیف بیات موحد (دانشجوی دکترای شیمی فیزیک تئوری دانشگاه تورنتو کانادا) می باشد که با ذهنی باز و بدور از تعصب نگارش کرده است
منبع : http://www.hanifworld.com/
مشكلات فرهنگی ما ایرانیان
خلاصه کلام: معمولاً ما ایرانیها ریشه بسیاری از نا بسامانیهای اجتماعی و عقب افتادگی نسبی ایران را در خارج از مجموعه خود دنبال میکنیم. این مجموعه می تواند کل جامعه ایران و یا قسمتی از آن که شامل ما و دوستان ماست باشد. ولی اگر کمی دقیق بنگریم همه ما ایرانی ها در قسمتی از رفتارهای معیوب فرهنگی مشترک هستیم که ریشه بسیاری از مشکلات جوامع ایرانی و عامل اصلی عقب ماندگی نسبی ایران می باشد. رفتارهایی که معمولاً ریشه در یکی از دسته بندی های زیر دارد. ۱.عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان، ٢. محافظه کاری فکری و رفتاری، ۳. ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس، ۴. تفکر طبقاتی و عدم توجه به آزادی های فردی و ۵.عدم درک روح قوانین جامعه مدرن.
اینكه كسی ادعا كند كه تمام مشكلات فرهنگی مردم كشوری (ملتی) را می شناسد ادعای بسیار بزرگی است ومن هم چنین ادعایی نمی كنم ولی بر اساس مشاهداتم و مقایسه ای كه بین فرهنگ ایران و سایر فرهنگها، بالاخص فرهنگهای اروپایی كرده ام به نتایجی رسیده ام كه اینجا به شرح آن می پردازم. تعریف من از مشكل، خصلتی فرهنگی است كه نتایج منفی آن برای فرد و جامعه به مراتب بیش از مزایای آن باشد. پر واضح است كه نحوه تحلیل من به نوعی تاثیر گرفته ازرشته كاریم یعنی فیزیك می باشد. جدا از این، نوشتن این متن به این معنا نیست كه من خود را عاری از این مشكلات می بینم بلكه به این معناست كه این مشكلات را می بینم و در صدد رفعشان هستم. بدیهی است که منظور از ایرانیان در این متن غالب جمعیت ایرانی، و نه همه ایرانیان می باشد.
اولین نكته ای كه در این متن می خواهم به آن اشاره كنم این است كه من بر این باور هستم كه در اثر حملات بسیار گسترده ای كه بر ایران در طول تاریخ وارد شده است و در كنار آن آب و هوای گرم و خشک ایران، فرهنگ ایران دچار مشكلات عدیده ای شده است كه ریشه عقب ماندگی ملت ایران است. منظور من از حمله، تهاجمی است که به سلطه قومی خارجی با منافع متفاوت، و تامین اهداف آن قوم برای مدتی طولانی منتهی شده است (که حملات تیمور و مغول از این دسته اند). آب و هوا به طرق بسیار بر فرهنگ ملتی در طول تاریخ اثر می گذارد که از مهم ترین آنها میتوان به تاثیر نسبی گرما در افزایش نیروی جنسی مرد و اثرات فراوان آن، کمبود آب و مساله مدیریت آن، تاثیر آب و هوا بر سیستم رفت و آمد آدم ها و برهم کنش طبیعت و انسان اشاره کرد. جدا از آن حملاتی که به سلطه قوم خارجی با منافع متفاوت منجر می شود به صورت های گوناگون بر فرهنگ یک کشور تاثیر می گذارد که می توان به ایجاد ترس و روحیه محافظه کاری و در کنار آن افزایش خشونت در جامعه اشاره کرد. این ادعا به این معناست كه حداقل در طول چند صد سال اخیر كه حمله دهشتناكی، به مشابه آنچه كه بر ایران در زمان مغول رخ داد، روی نداده است، عامل اصلی عقب ماندگی ایران چیزی جز مشكلات فرهنگی ما ایرانیان نیست.
برای درک بهتر این مطلب باید به این مطلب اشاره کرد که اگر ایران ازقدرت اقتصادی ناشی از نفت بی بهره بود ظاهر ایرانیان شاید به مراتب عقب مانده تراز آنچه هست می بود. با اینکه عده ای بر این عقیده هستند که اگر نفت نبود فرهنگ ما وضیعت به نسبه بهتری داشت من بر این عقیده هستم که اکثر مشکلات فرهنگی ما ریشه ای عمیق تر در تاریخ دارد و حتی اگر نبود نفت باعث بهبود نسبی در فرهنگ ایرانی می شد این بهبود در حدی نبود که ظاهر بهتری از آنچه که به کمک نفت و ثروت ناشی از آن موجود است، ایجاد می کرد. درک این واقعیت که برای حل مشکلات ایران بیش از آنکه باید کارمحض سیاسی بشود باید اصلاح فرهنگی کرد ( و این اصلاح را از خود شروع کرد)، برای بسیاری از ما ایرانیان ثقیل می نماید. ولی اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم که بسیاری از تصمیمات غلط دولت مردان ایران ریشه در مرکز ثقل باور عمومی دارد که در صورت حرکت این مرکزثقل بسیاری از تصمیمات حاکمان ایران دست خوش تغییر خواهد شد. مسلم است که هیچ حکومتی قادر نیست برای مدتی طولانی تصمیماتی دور از مرکز ثقل باور عمومی بگیرد و با اصلاح و حرکت مرکز ثقل باورعمومی تصمیمات سیاسی دولت مردان هم در خور تغییر خواهد شد. در کنار این حرفها بسیار واضح است که سیاست گزاری حاکمان، خود تأثیری قابل ملاحظه در حرکت این مرکز ثقل دارد. جدا از این جنگ هایی که منجر به سلطه طولانی بر ایران نشده اند، نمی توانند دلیل اصلی عقب ماندگی ایران باشند؛ چون چنین جنگ هایی بر اکثریت ملت های دنیا تحمیل شده اند و بسیار طبیعی است که کشور ها به منافع کشورهای دیگر چشم طمع می داشتند و نحوه برخورد با مهاجم است که بین آنان متفاوت بوده است. به طور مثال اگر ایران در قبال حملات روسیه در زمان قاجار نتوانستند موفق عمل کنند ریشه در ضعف فرهنگی ایرانیان داشته که از دیدگاهی باعث حس نیاز به انقلاب مشروطه در ایرانیان شده است.
مسلم است كه این نواقص فرهنگی که در زیر به آن اشاره می شود، صرفاً مختص فرهنگ ایرانی نمی باشد و بسیاری از فرهنگ ها بالاخص فرهنگ های نزدیك (فرهنگ های خاورمیانه ای، شمال آفریقا و جنوب اروپا) در بخشی از این مشكلات سهیم می باشند.
١. بلوغ احساسی:
یكی ازمهم ترین این مشكلات، عدم تبلور بلوغ احساسی در ایرانیان در سنین جوانی می باشد. این بدین معنی می باشد كه در حالی كه اكثر ایرانیان بلوغ جنسی و بلوغ نسبی عقلی را تا زیر سن بیست سالگی تجربه می كنند، یا به بلوغ احساسی نمی رسند یا به این بلوغ بسیار دیرمی رسند. بلوغ عاطفی به این معناست كه فرد به حدی از پختگی احساسی می رسد که راه حلهای پیچیده تری برایِِِ مشكلات روزمره عاطفی خود پیدا می كند و از احساس خود به صورت پیچیده تری برای حل این مشکلات استفاده می کند و توانایی کنترل نوسانات شدید آن را دارد. پیچیدگی رفتار به طورمعمول باعث كاهش خشونت در زندگی می شود كه خشونت معمولاً جزو راحت ترین راه حلهاست. دلیل اصلی چنین اتفاقی را باید در نحوه زندگی ایرانیان و مقایسه آن با زندگی جوانان در جوامع مدرن جستجو كرد.
اكثریت جوانان در جامعه مدرن بعد از رسیدن به بلوغ نسبی فكری سعی بر گرفتن مسئولیتهای اجتماعی می كنند كه چنین چیزی را جامعه و خانواده به شدت از آنان می طلبد. جوان امروزی جامعه مدرن به طور معمول پس از رسیدن به سن هجده، نوزده سعی می كند كه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی زندگی مستقلی را از سر بگیرد. این بدین معناست كه جوان سعی می كند حداقل در مقاطعی از سال، خود پول خود را در بیاورد و از لحاظ اقتصادی مستقل باشد. برای رسیدن به چنین هدفی از انجام هیچ كارمجازی ابایی ندارد كه كار نكردن در فرهنگ مدرن عار است. كار كردن در محیطهای بیرون كه به طور معمول در كشورهای مدرن ضوابط سخت تری نسبت به ایران دارند، خود عاملی است در ایجاد پختگی احساسی در جوانان. در كنار این، جوانان از همان اوایل زندگی مستقل اجتماعی، روابط شبهه پایدار و در نوسان با جنس مخالف را تجربه می كنند كه خود این كش و قوس های شدید عاطفی عاملی مهم در ایجاد بلوغ عاطفیست. هر شكست عاطفی خود باعث می شود كه فرد تلاش بیشتری در كنترل احساسات خود كند وشكنندگی روحی خود را تضعیف، و سنجیده تر از احساسات خود استفاده کند. در حقیقت جوانان ایرانی دیر و یا شاید ناگهانی به پیچدگیهای زندگی بر می خورند و زمانی به آن برمی خورند که توانایی هضم خوب آن را ندارند. به قول فروید تمدن با خویشتن داری شکل می گیرد و اگر قرار بود انسان هر لحظه به فکر رفع آنی نیازهای جسمی و روحی خود باشد، قادر به خلق روش های پیچیده تر و ایجاد تمدن نبود ودر حقیقت انسان با به تاخیر انداختن و یا کنترل نیازهای عاطفی خود راه حل های بهتر و پیچیده تری را می تواند پیدا کند. برای اینكه شهود خواننده نسبت به مطالب فوق بالاتر رود و درك بهتری نسبت به مساله بلوغ احساسی پیدا كند در زیر به چند مورد ازشواهد و نتایج این امراشاره می كنم:
١.١- كار گروهی: بر كمتر كسی پوشیده است كه فرهنگ ایرانی از ضعفی عظیم در كار گروهی رنج می برد. این دسته دسته شدن و ساز فردی سر دادن در فرهنگ ایرانی را میتوان در بسیاری از جاها دید، در دانشگاه، محیط كار، داخل احزاب و حتی در داخل خانواده ها. این درگیریهای قابل اجتناب كه در فرهنگ ایرانی عادی می نماید معمولا چیزی نیست جز عدم توانایی فرد در تعمیم خود خواهی فردی به خود خواهی گروهی، كه باعث اتلاف انرژی بسیار در فعالیت های جمعی ایرانیان می شود و بازدهی و قدرت این گروهها را به شدت كاهش می دهد. تاكید بر اختلافات به جای شباهت ها، عدم گذشت و خشونت های نابجا، اثرات عدم پختگی دراحساسات و روابط اجتماعی می باشد.
٢.١-جو زدگی: تحت تاثیرالقائات اطرافیان و جامعه قرار گرفتن به نوعی در همه فرهنگها وجود دارد ولی ایرانیان به طور معمول راحت تراز جوامع مدرن تحت تاثیرالقائات قرار می گیرند. این امر باعث می شود که مسایلی در بین ایرانیان به شدت رایج شود که دلیل منطقی قابل قبولی برای این چنین شدتی وجود ندارد. همرنگی با جماعت، جدا از اینكه ریشه در محافظه كاری دارد، ریشه در جو زده شدن ایرانیان هم دارد. این جو زده شدن، آزادی و خلاقیت را به شدت تضعیف می کند. علاقه ناگهانی ایرانیان به قسمتی خاص از خدمات اینترنتی (به طور مثال ارکات) و یا علاقه خاص به یک نوع خاصی از پوشش یا آرایش از این دسته است. برای توضیحات بیشتر همراه با مثال های دیگر به بخش های ۱.۲ ، ۱.۴ و۲.۴ مراجعه کنید.
٣.١-عدم پختگی در نحوه کنترل فرزند: روابط بین پدر مادر و فرزند ونحوه كنترل رفتار بچه یكی از پیچیده ترین برخوردهایی است كه در زندگی انسان پیش می آید. برای كنترل رفتار بچه راه حلهای مختلفی وجود دارد كه شامل خشونت های فیزیكی، گفتاری و روانی می باشد. حل كردن مسایل زندگی به كمك خشونت فیزیكی یا گفتاری به طور معمول یكی از ساده ترین راهها می باشد؛ راه حلی كه حتی به ذهن کودک در زندگی روزمره هم می رسد. متاسفانه اگر نیك بنگریم می بینیم كه بسیاری از مادران و پدران ایرانی همین راه حل ساده و در عین حال پر ضرر و بی ثبات را انتخاب می كنند چون به راه حل دیگری مسلط نیستند. استفاده ازاین راه حل حتی در طبقات بالای اجتماعی ایران هم دیده می شود و موردی نیست كه صرفاً مختص طبقات پایین فرهنگی ایران باشد. راه حل دیگری كه می توان از آن استفاده كرد، استفاده از كش و قوس در روابط احساسی با فرزند می باشد و این چیزی است كه در فرهنگ مدرن امروزی از آن به شدت استفاده می شود. ایجاد كش و قوس در صورتی ممكن است كه روابط عاطفی خاصی بین پدر مادر و فرزند ایجاد شده باشد كه این خود پختگی ویژه خود را نیاز دارد. جدا از این، فرد باید این توانایی را داشته باشد كه این نوسان را به صورت پله ای نشان دهد و متناسب با عمل طرف واكنش نشان دهد. حتی در زمینه خشونت های كلامی پدر و مادرباید سلسله مراتبی در نظر بگیرد؛ بدین معنی كه نوسان در لحن صدا كاملا نسبت به استفاده از واژگان گزنده در اولویت قرار دارد. مشکل ذکر شده در بالا صرفاً مختص روابط با فرزند نیست و در باقی روابط خانوادگی و دوستی های نزدیک هم می تواند خود را نشان دهد و ایرانیان راه حلهای پر ضرر را به علت عدم توانایی در کنترل هیجانات و عدم تسلط به راه حلهای پیچیده تر انتخاب می کنند.
٤.١- زبان بدن: مثال دیگری كه می توان به آن اشاره كرد ضعف ایرانیان در استفاده از زبان بدن و اشاره در ارتباطات و درک آن می باشد كه خود این امر باعث افزایش خشونت در ارتباطات میشود. درك بهتر از زبان بدن باعث می شود كه ما درك بهتری از احساسات نهان همدیگر داشته باشیم و برخوردهای سنجیده تری نسبت به هم درپیش بگیریم. حرکات انگشتان دست، ابرو، لب، گونه و رنگ صورت هر کدام پیامی از احساسات مخاطب ما دارد که شاید در کلام نیامده باشد.
۵.١- پر توقعی و فرهنگ کار بد: ایرانیها معمولاً آدم های به نسبه غرغرو و پرتوقعی هستند که این توقع لزوماً با خدماتی که به جامعه تحویل می دهند هماهنگی ندارد. این پر توقعی از کودکی از طریق خانواده و جامعه به ما منتقل می شود. این صفت در ایرانی های خارج از ایران به علت تماس بالا با محیط های کاری کشورهای مدرن کمتر دیده می شود.
در ایران افراد در محیط های کار خود احساس مسؤلیت بالایی ندارند و با آسوده خاطر بودن بیش از حد، استرس را به ارباب رجوع تحمیل می کنند. حال آنکه خود همیشه از همین بی خیالی در جایی که به آن برخورد می کنند می نالند. اصولاً در ایران ارزش کار مفید کردن آنچنان جا نیفتاده است و فرد اگر از لحاظ اقتصادی بی نیاز باشد دلیلی برای کار کردن پیدا نمی کند. این فرهنگ مخرب را می توان در فیلم ها و داستان هایمان هم دید و این در حالی است که کار کردن جدا از مسایل اقتصادی آن از لحاظ روانی فرد را ارضا می کند و جدا از آن جامعه باید کسی را که خدمات بالایی ارایه می دهد از منزلت بالای اجتماعی برخوردار کند و خوب کارکردن و مفید بودن برای جامعه، باید در اخلاق مردم جا بگیرد. به طور مثال در فرهنگ آلمانی، کار نکردن دارای قبح بسیار بالا می باشد و بسیاری از افراد که از مزایای بسیار بالای حقوق بیکاری در جامعه از لحاظ اقتصادی چپ آلمان استفاده می کنند از طرف جامعه تحت فشار هستند که به کار بپردازند.
ححححححححححححححححح
برگرفته از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
ایالات متحدهٔ آمریکا (در زبان انگلیسی: United States of America) (نامهای دیگر به کاررفته: امریکا، آمریکا، ایالات متحده، اتازونی ) کشوری است سکولار با سیستم جمهوری فدرال در آمریکای شمالی. پایتخت آمریکا شهر واشنگتن دیسی است.
این کشور در شرق به اقیانوس اطلس، در غرب به اقیانوس آرام، از شمال به کشور کانادا و از جنوب به مکزیک محدود میشود.این کشور همچنین از طریق پایگاه دریایی گوانتانامو مرز مشترک اندکی با کوبا دارد؛ آمریکا از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد و مجموعهای از جزیرهها، ناحیهها و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکندهاند.
شهروند ایالات متحده آمریکا را معمولاً «آمریکایی» مینامند.
جغرافیای طبیعی
ایالات متحده امریکا در نیمکره غربی زمین و در شمال قاره آمریکا واقع شده است. چهل و هشت ایالت همجوار و نیز دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قاره آمریکا و مجمع الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) روی هم رفته کشور ایالات متحده آمریکا را تشکیل میدهند. همچنین در دو منطقه حوزه دریای کارائیب و نیز بخشهایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکندهای نیز وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب میشوند ولی به گونهای خود گردان اداره میگردند.
وسعت آمریکا
از نظر وسعت و پهناوری آمریکا بعد از روسیه، کانادا و چین چهارمین کشور بزرگ جهان است. به طور تقریبی کشور ایالات متحده آمریکا:
شش برابر بزرگتر از ایران، ۲۵ درصد بزرگتر از استرالیا، ۳۵ برابر بزرگتر از انگلستان، ۱۴برابر بزرگتر از فرانسه و نصف روسیه است. همچنین این کشور، کمتر از یک سوم قاره آفریقا، نصف نیم قاره آمریکای جنوبی، اندکی بزرگتر از برزیل، ۳۰۰ برابر بزرگتر از کشور هائیتی و دو و نیم برابر بزرگتر از مجموع کشورهای اروپای غربی است